359«خبر بيمارى معاويه به ما رسيده بود؛ حالش چگونه است؟» وليد جواب داد: «او از دنيا رفت و يزيد به من نوشته است تا از شما بيعت بگيرم.» امام عليه السلام فرمودند: «اِنّا للّٰهِِ واِنَّا الَيْهِ راجعون» و افزودند:
«اِنّى لاٰ ارٰاكَ تَقْنَعُ ببيعتي ليزيدَ سِرًّا، حتّى ابايِعَهُ جهراً فيعرف ذلك الناسُ». 1
«من فكر نمىكنم كه با بيعت من به صورت مخفى قناعت كنيد، شما خواستار بيعت علنى با من هستيد تا مردم نيز در جريان امر قرار گيرند.»
وليد گفت: «آرى».
- در «ناسخالتواريخ» آمده است: وليد از امام عليه السلام خواست تا مخالفت نكند و بيعت نمايد. امام پاسخ داد: «اِنَّ البيعة لا تكون سِرّاً و لكن اذا دعوت النّاس غداً فادعنا معهم» ؛ «بيعت مخفيانه مفيد نيست، فردا كه مردم را به اين امر فرا مىخوانى مرا نيز فرابخوان.»
در اين هنگام مروان پيشنهاد كرد كه: «اَحْبِس الرّجلَ وَ لاٰ يَخرُج مِنْ عِندكَ حتّى يبايعَ أو تَضْرِبُ عُنُقَهُ»؛ 2«اى وليد اين مرد (امام حسين عليه السلام ) را حبس كن تا از پيش تو نرود مگر آنكه بيعت كند و اگر بيعت نكرد گردن او را بزن.»
هنگامى كه مروان در بارۀ امام عليه السلام اين چنين با وليد سخن گفت: امام عليه السلام به وليد نگريست و فرمود:
«أَيُّهَا الْأَميرُ! إِنّٰا أَهْلُ بَيْتِ النُّبُوَّةِ ومَعْدِنُ الرِّسالَةِ و مُخْتَلَفُ الْمَلٰائِكَةِ بنٰا فَتَحَ اللّٰهُ، وَبِنٰا خَتَمَ اللّٰهُ، وَ يَزيدُ رَجُلٌ فٰاسِقٌ شٰارِبُ الْخَمْرِ، قاتِلُ النَّفْسِ المُحَرَّمَةِ، مُعْلِنٌ بِالفِسْقِ، وَمِثْلي لٰايُبٰايِعُ مِثْلَهُ، وَلٰكِنْ نُصْبِحُ وَ تُصْبِحُونَ وَ نَنْظُرُ وَ تَنْظُرونَ أَيُّنٰا أَحَقُّ بِالْخِلافَةِ وَ الْبَيْعَةِ؟». 3
«اى امير ، ما اهلبيت نبوّتيم، جايگاه رسالت و پايگاه نزول و صعود فرشتگانيم،