349در اين بيانِ امام عليه السلام ، ددمنشى يزيد و عدم پايبندى او به حفظ حرمت كعبه و عواقب خطرناك آن، بهخوبى فهميده مىشود.
امام عليه السلام همچنين در جواب ابنزبير مىفرمايند: «به خدا قسم اينها دست از من برنمىدارند تا دل پرخون مرا از سينهام بيرون آورند». 1
به گفتۀ شاعر:
وعدگاه من و معشوق بود كرب و بلا
* * *
علاّمه مجلسى در كتاب پرارج «جلاءالعيون» مىنويسد: «ابوهرّۀ ازدى در ميان راه مكه وكوفه، در منزل رهيمه، محضر امام رسيد و گفت: يابن رسولاللّٰه ، چرا از حرم امن خدا بيرون آمدى؟ امام عليه السلام پاسخ دادند: اباهرّه! بنىاميّه اموالم را گرفتند، صبر كردم؛ هتك حرمت كردند، دم فرو بستم؛ خواستند خونم را (در كنار كعبه) بريزند گريختم 2 - و افزودند: - به خدا قسم اين گروه طاغى مرا شهيد خواهند كرد ولى خداوند قهار لباس ذلّت را بر آنان خواهد پوشاند و شمشير انتقام را برآنان مسلّط خواهد كرد».
و به روايتى امام عليه السلام فرمودند: «اهل كوفه نامهها به من نوشتند و مرا طلبيدند ولى مرا به قتل خواهند رساند». 3