302اكنون كه حكومت را به چنگ آوردهاى، بهتر است با بنىهاشم به عدالت رفتار كنى و بدرفتارى را كنار بگذارى» معاويه گفت: «هيهات ! هيهات ! ابوبكر عدالت كرد و عدالت گسْتَرد و مُرد و نامش نيز با او دفن شد. عمر و عثمان نيز چنين شدند. ولى برادر هاشم؛ يعنى (رسولاللّٰه صلى الله عليه و آله ) از دنيا رفت در حالى كه هر روز پنج نوبت، فرياد برمىدارند: «أَشْهَدُ أَنَّ مُحَمَّداً رَسُولُ اللّٰهِ» ، سپس با خشم و ناراحتى گفت: «فأيُّ عَمَلٍ يَبْقىٰ مَعَ هٰذٰا، لاٰ امَّ لَكَ، لاٰ وَ اللّٰهِ إلّادَفْناً دَفْناً»؛ 1 «با وجود اين، چه كارى صورت پذيرفت؟ (كدام هدفِ من جامۀ عمل بهخود پوشيد؟) اى بىمادر! نه؛ به خدا سوگند! بايد اين نام (پيامبر) را دفن كنم.»
كوتاه سخن اينكه يزيد وارث سيرت ناميمون اين دو - ابوسفيان و معاويه - است و حتّى از آن دو به مراتب خبيثتر و شرورتر نيز بوده است.
2 - سابقۀ دشمنى و اختلافات
پيكار بنىاميه و بنىهاشم 2 كه بارزترين آن در كربلا رخ داد، پيكارى است با پيشينهاى عميق و ريشهدار.
نزاع و كشمكش ميان دو برادر، هاشم و عبدالشمس، از پسران عبدمناف، از قبيلۀ قريش، پس از صدسال فاصله، دوباره ميان تيرههاى آن دو؛ يعنى بنىهاشم و بنىاميه پرچمداران توحيد و شرك، با ظهور اسلام بهصورت برخوردهاى خصمانه و جنگهاى مسلّحانهاى در طول نوزده سال به درازا كشيد، كه با پيروزى اسلام، به پيروزى بنىهاشم، منجر شد؛ ولى كينۀ ديرينۀ بنىاميه نسبت به بنىهاشم، بهندرت براساس مصلحت زمان! هويت بنىاميه را هويدا مىساخت. تا سى سال بعد، در زمان حكومت عثمان و خلافت اميرمؤمنان عليه السلام ، مسأله به شكل حادّى بهصورت جنگهاى جمل، صفين و نهروان، خودنمايى كرد و شكل حادترِ آن، در كربلا بروز كرد، كه اين جنگ با پيروزى ظاهرى