301او به همراه پدر خويش در حالى كه طبق نظر ابن ابىالحديد كودكى بيش نبود، راهىِ تبعيدگاه طائف شد 1 و همچنان مطرود بود تا اينكه خليفۀ سوم - عثمان - وى را به مدينه بازگرداند 2 و به عنوان سياستگذار خود منصوب كرد.
2 - پيامبر صلى الله عليه و آله ، «حَكَمبن ابىالعاص»، پدر مروان و عموى عثمان را نيز از مدينه به طائف تبعيد نمود. اما پس از رحلت پيامبر صلى الله عليه و آله ، عثمان درخواستِ بازگشت عمويش را از ابو بكر نمود؛ ابوبكر پاسخ داد: «كسى را كه پيامبر صلى الله عليه و آله تبعيد كرد، من او را بازنخواهم گرداند.»
عثمان در دوران عمر نيز چنين تقاضايى را كرد، ليكن عمر به درخواست او - مانند ابوبكر - پاسخ مثبت نداد تا اينكه پس از عمر، خودش او را به مدينه بازگرداند. 3
3 - «هيت» در هنگام فتح طائف از زيبايى و فريبايى دختران طائف، بهمنظور تحريك سربازان اسلام، تعريف و توصيف مىكرد. پيامبر صلى الله عليه و آله كار او را بهعنوان «الحرب خدعة» نپذيرفت و وى را به كوههاى طائف تبعيد كرد و او در آنجا به سربرد، تا اينكه عثمان او را به شهر راه داد. 4
ه - از پا درآوردن نيروى حق (ياران امام عليه السلام )
خشم معاويه:
مسعودى در مروجالذهب مىنويسد: «مُطرف بن مُغيره گفت: با پدرم به ديدار معاويه رفتيم. شبى پدرم با معاويه جلسهاى داشت، آنگاه كه از جلسه بازگشت، بسيار اندوهگين بود. سبب را از وى جويا شدم. گفت: «اين مرد - معاويه - پليدترين آدمِ روزگار است» گفتم: «مگر چه شده است؟» گفت: «من به معاويه پيشنهاد كردم