297
نكات مهم در وصيتنامه:
1 - اصلاح در مقابل افساد است و آنگاه اصلاح ضرورت پيدا مىكند كه افساد خودنمايى كرده باشد. مصداق اصلى افساد، ظهور افرادى مثل يزيد در سطح رهبرى جامعه است و مصداق اصلى اصلاح نيز مبارزه با اين منكَر است.
2 - مبارزه با منكَرِ بزرگِ (حضور پديدۀ انحراف در سطح رهبرى جامعه)، چه بسا از راه نبردهاى مسلّحانه و قبول پىآمدهاى آن باشد. امام حسين عليه السلام در اين وصيتنامه، با تأكيد بر چند اصل، از تحريفِ تحريفگران و نيز متّهم شدن به كفر و شرك و نيز متّهم شدن به وابستگى به جريانهاى فكرىِ باطل، پيشگيرى كرد.
3 - توجّه به «مسألۀ نظارت عمومى» كه اسلام براى مؤمنان، در سايه سار اصل «امر به معروف و نهى از منكر» منظور داشته، يك مسألۀ اساسى در سيرۀ امام حسين عليه السلام است. بدين ترتيب حضور يك فرد مسلمان در جامعه، بايد حضورى سازنده باشد و هرگونه بزدلى و بىتفاوتى، از سيرۀ امام حسين عليه السلام به دور است.
* * *
در توضيح علل ياد شده، بايد به چند نكته پرداخته شود:
1 - يزيد ادامه دهندۀ خطّ باطل بود
يزيد وارثِ صفآرايىها، دشمنتراشىها و مخالفتهاى ديرينۀ «باطلِ سُفيانى» در برابر «حقيقت محمدى» است. ابوسفيان سركردۀ سپاه باطل و سردستۀ قبيلۀ بنىاميه تا آنجا كه مىتوانست كفار مكه را در سركوبى و فرونشاندنِ نور حق (قبل از هجرت)، بسيج كرد. او در ترور شخصيت پيامبر صلى الله عليه و آله و اذيت و آزار آن حضرت و يارانش بسيار كوشيد گرچه توسن راهوار اسلام، علىرغم خواست آنان، همچنان به پيش تاخت و سرانجام پيروز گرديد. ابوسفيان در صحنههاى جنگ بدر، احد و خندق در مخالفت با حق پاى فشرد؛ اما با فتح مكه توسط پيامبر صلى الله عليه و آله شكست خورد و به سازش و تسليم تن داد و در شمار «طُلقا» جاى گرفت و به شيوۀ منافقانه روى آورد.