296
بسيرة جدّي و أبي 1 علي بن أبي طالب فمن قبلني بقبول الحق فاللّٰه أولى
بالحق و هو أحكم الحاكمين». 2
«به نام خداوند بخشندۀ مهربان، اين وصيتى است كه حسين بن علىبن ابىطالب تسليم برادر خود محمّد، معروف به ابن حنفيه مىكند كه:
- حسين گواهى مىدهد جز خداى واحد و بىشريك خدايى نيست.
- محمّد، بنده و رسول اوست كه خود حق است و از سوى حقّ، جهت احياى حق مبعوث شده است.
- بهشت و دوزخ حقيقت دارند.
- قيامت در پيش است و ترديدى در تحقّق آن نيست.
- بى شك خدا همۀ مردگان را زنده مىكند.
- من بهگونهاى خودسرانه، مستكبّرانه، افسادگرانه و ستمگرانه قيام نمىكنم بلكه قيام من فقط بدين جهت است كه اصلاح لازم در جامعه امّت جدّم را پديد آورم (جامعه دچار افساد شده، بايد با آن مبارزه كنم.).
من مىخواهم امر به معروف و نهى از منكر كنم و بر اساس سيرۀ جدّم و پدرم على بن ابىطالب، رفتار نمايم. هر كس از من پذيرفت در واقع، خدا را پاسخ مثبت داده است و هر كس نپذيرفت من بر مواضع خود استوار و صابرم تا خدا حكم كند و او بهترين حاكم است.»
امام عليه السلام در وصيتنامۀ خود به روشنى، علل و فلسفۀ قيام تاريخساز عاشورا را تبيين مىكند كه عبارتند از:
1 - امر به معروف و نهى از منكر.
2 - اصلاح نظام سياسى و اجتماعى جامعه.
3 - احيا و تداوم سيرۀ پيامبر گرامى صلى الله عليه و آله و اميرمؤمنان عليه السلام و عمل به سيرۀ آن بزرگواران.