268
5 - قيام توّابين
ابن اثير، در كتاب معروف خود «الكامل» مىنويسد: «در نخستين سال شهادت امام حسين عليه السلام ، بعضى از شيعيان ايشان، بهطور مخفيانه، در پى جمعآورى «عِدّه و عُدّه» بهعنوان خونخواهى امام حسين عليه السلام برآمدند. بسيارى از توّابين در كربلا حضور داشتند و پس از شهادت امام پشيمان شدند. 1
گروه توّابين جلسات سرّى تشكيل مىدادند و روزشمارى مىكردند تا زمينۀ لازم قيام علنى مهيّا شود.
يكىاز رجال برجستۀ توّابين، سليمانبنصُرَد خزاعىاست. محدث قمى مىنويسد:
سليمان از بنى مازن بود. نام او در جاهليت يسار بوده كه پيامبرخدا صلى الله عليه و آله او را سليمان ناميد. او از ياران اميرالمؤمنين عليه السلام درجنگهاى صفّين، جمل و نهروان بود. 2
سليمان پسر صردبن جون، مُكنّىٰبهابوالمطرف، ملقب بهخزاعى، ازصحابۀ معروف پيامبر صلى الله عليه و آله است. او در تاريخ كربلا و در ميان رجال عاشورا به اميرالتوابين شهرت دارد. 3
اعلمى در دائرةالمعارف مىنويسد: «سليمانبن صرد، همان صحابى معروف استكه در كوفه ساكن بود. او مردى خيرانديش، اهل علم و ديندار بود.» 4
ابىمخنف يادآور مىشود كه عبيداللّٰه در آغاز، دست به بازداشتها زد. ابتدا سليمان بن صرد و يارانش را (كه چهار هزار و پانصد تنبودند) به بند كشيد. هنگام ورود امام حسين عليه السلام به كربلا، سليمان و بسيارى از يارانش و نيز هانى و يارانش، از جمله ابراهيم فرزند مالك اشتر، در زندان به سر مىبردند وگرنه بىشك، در كنار امام عليه السلام در كربلا، حضور مىيافتند. 5