266نيامد، چون دليل انزوا را از او پرسيدند، اين شعر را خواند: جٰاؤُا بِرَاْسِكَ يَابْنَ بِنْتِ مُحَمَّدٍ
«اى پسر دختر محمد، سرت را در حالى كه خونآلود بود، آوردند.
«اى پسردختر محمّد صلى الله عليه و آله اگر تو را كشتند، گويى پيامبر را آشكار وبهطور عمدكشتند.
تو را با حال عطشان كشتند و در اين باره به «تنزيل» و «تأويل» نظر ننمودند.
وقتى تو را كشتند، تكبير گفتند؛ در حالى كه با كشتن تو «تكبير وتهليل» را كشتند!»
اين خود نوعى موضعگيرى و خشم مقدس نسبت به حكومت يزيد بود.
* يكى از همبزمان يزيد به او گفت: «...هَبْ لٖي هٰذِهِ الجٰارِيَةَ» او فاطمۀ صغرى را براى كنيزى خواست. فاطمه به عمهاش پناه برد. ميان زينب و يزيد مناظرهاى درگرفت.
آن شخص پيشنهاد خود را چندبار تكرار كرد. تا اينكه هويت اسرا براى آن مرد، مشخص شد. در اين هنگام رو به يزيد كرد و گفت: «لعن و نفرين بر تو ! عترت پيامبر را كشتى؟ فرزندان او را اسير كردى، من خيال مىكردم اينان اسراى رومىاند!» 2
4 - اعتراض مردم مدينه
الف - حركت تند و خشمآلود حَرّه
پيش از توضيح در بارۀ واقعۀ خونين حرّه، به فضايل اصحاب حرّه از زبان پيامبرخدا صلى الله عليه و آله مىپردازيم: