256بر من)، گويا اين آيه را قرائت نكرده است كه: قُلِ اللّٰهُمَّ مٰالِكَ الْمُلْكِ .؛ 1 (كنايه از اينكه من در پيشگاه خدا عزيزترم و خداوند مرا پيروز گردانيده).
همچنين، وقتى شمر، سر مطهر امام عليه السلام را از بدن جدا كرد، تكبير گفت و به پيروى از او همگان تكبير گفتند و نيز زمانى كه سرهاى مطهر را بر يزيد وارد كردند، دستور داد تا صداى تكبير و تهليل (لااله الاّاللّٰه) بلند كنند. 2
همچنين به افتخار و شكرانۀ پيروزى بر امام حسين عليه السلام مسجد سازىها گسترش يافت و به نام قاتلان حسين مسجد ساختند. از جمله در كوفه چهار مسجد بدين مناسبت احداث شد: مسجد اشعث، مسجد جرير، مسجد سماك و مسجد شبث 3
6 - عقب نشينى مزوّرانه (حالت انفعالى)
الف - معرفى عامل كشتار و تظاهر به مذهب:
يزيد در حركت انفعالى خود، ابنزياد را مورد لعن و نفرين قرار داد، او را بهعنوان قاتل معرفى نمود.
ابنشهرآشوب در مناقب مىنويسد: «يزيددرپاسخ بهسخن (عبدالرحمانبن حكم) گفت: «لَعَنَ اللّٰهُ بْنَ مَرْجٰانَة...!» ؛ اگرمندر كربلا بودم تا آنجا كهدرتوانمبود، خواستههاى حسين را برآورده مىساختم، گرچه به كشته شدن فرزندانم منجر مىگرديد!» 4
بعد از شهادت حسين عليه السلام يزيد نامههايى چند براى رجال كشورها نوشت و بهنوعى خود را از مسألۀ شهادت تبرئه كرد؛ از جمله به «محمد حنفيّه» هنگام ملاقات گفت: «در رابطه با كشته شدن حسين، به تو تسليت مىگويم و دلم همچون تو سوخته است. اگر كار در دست من بود حسين را نمىكشتم. ولى عبيداللّٰه از نظر اصلى من آگاه نبود و اقدام به