172ساختى و به ما گوشها، چشمها و دلها (راههاى درك حقايق) ارزانى داشتى و ما را در شمار مشركان قرار ندادى.
اما بعد؛ من اصحابى برتر و اهلبيتى نيكوكارتر و عاملتر به قانونِ صلۀ رحم، از اصحاب و اهلبيت خود سراغ ندارم. خداوند همۀ شما را جزاى خير عنايت كند ! (و افزودند) جدّم پيامبرخدا صلى الله عليه و آله مرا خبر داده، از آيندهام كه به طرف عراق حركت خواهم كرد و در سرزمينى به نام «عمورا - كربلا» 1 فرود خواهم آمد و در همانجا به شهادت خواهيم رسيد و آن وعده نزديك است. آگاه باشيد! كه من از فردا خبر دارم و به شما اذن رفتن از اين سرزمين را مىدهم. پس برخيزيد و برويد و از ناحيۀ من آزاديد. از پوشش تاريكى شب استفاده كنيد و هريك از شما دست يكى از اهلبيت مرا بگيرد و از اين سرزمين برويد و خدا همۀ شما را بهترين جزا عنايت كند ! پس به سوى آبادىها و شهرهاى خود متفرّق گرديد. اين قوم فقط مرا مىجويند. هنگامى كه به من دست (يابند) با كس ديگر كارى ندارند». 2 و 3
امام سجاد عليه السلام مىگويد: من از شكاف خيمهام، سخنان پدرم را در جمع اصحاب مىشنيدم، سكوت باشكوهى بود.
امام پس از سخنانى چند، با ابراز احساسات خالصانۀ ياران با وفا مواجه شد، لذا لب به سخن گشوده، فرمودند: «شما را بشارت دهم به جنت دنيوى. به خدا سوگند! ما بهقدرى كه خدا مىداند مكث و درنگ مىكنيم تا آن قائم ما ظهور كند، او از دشمنان ما انتقام مىگيرد و من و شما مشاهده مىكنيم آنان را در زنجيرها و زندانها و انواع كيفرها...»