171همگى به نماز، تسبيح، تهليل، استغفار و دعا پرداختند؛
«وَلَمّا جَنَّ الَّليلُ عَلَى الحُسَيْنِ عليه السلام وأصْحابِهِ قاموا الَّليلَ كُلَّهُ يُصَلّوُنَ وَيُسَبِّحُونَ وَيَسْتَغْفِرُونَ وَيَدْعُونَ وَيَتَضَرَّعُون». 1
شب عاشورا، شب ياران اميرالمؤمنين عليه السلام در صفين را تداعى مىكرد؛ شبى كه على عليه السلام به دلير مردان همراه خود توصيه كرد:
«اَلاٰ انّكُمْ مُلاٰقُوا الْعَدُوّ إنْ شاءَ اللّٰهُ، فَأَطِيلُوا اللَّيْلَةَ الْقِيَامَ وَ أَكْثِرُوا تِلاٰوَةَ الْقُرْآنِ وَ اسْأَلُوا اللَّهَ الصَّبْرَ وَ النَّصْرَ»؛ 2
«هان! بدانيد، به زودى با دشمن درگير خواهيد شد. پس امشب را بيشتر به نماز و تلاوت قرآن مشغول شويد و از خداوند صبر و نصرت بخواهيد.»
عباس عليه السلام در انديشۀ آينده
زهيربنقين شب عاشورا عباسبن على عليه السلام را گريان ديد، راز آن را جويا شد. عباس پاسخ داد: به حال اهلبيت حسين عليه السلام در شب آينده مىانديشم و مىگريم. 3
آن شب امام حسين عليه السلام نيز با خنجر، خارهاى حوالىِ خيمه را بريدند و به كنارى انداختند. وقتى سبب را پرسيدند، فرمود: فردا دختران من از روى همين خارها عبور خواهند كرد.
امام عليه السلام شب عاشورا در جمع ياران خود اين چنين خطبه خواندند:
«با بهترين وجه به ستايش و ثناى خدا مىپردازم و در همه حال، از خوشى و تلخكامى، خدا را شكر و سپاس مىگويم. خدايا ! تو را حمد مىگويم كه ما را به «نبوّت» پيامبر صلى الله عليه و آله گرامى داشتى و قرآن را به ما آموختى و ما را در دين فقيه و بينا