163نظر من عمل مىكنند يا خير؟ اگر تسليم شدند آنان را به سوى من گسيل دار و گرنه با آنان مقاتله و جنگ كن تا كشته شوند. سپس آنان را «مُثله» كن. آنها مستحق اين عقوبتند! اگر آنان را كشتى، برنعششان اسب بتاز؛ زيرا آنان «عاق و ظلوم»اند. گرچه اين عمل پس از كشته شدن آنان برايشان دردآور نيست، ولى قول مرا ناديده نگير و بدان عمل كن!»
هنگامى كه درخواست عبيداللّٰه بن زياد را به امام ابلاغ كردند، امام فرمودند:
«معاذَاللّٰهُ أنْ أنْزِلَ عَلَى حُكْمِ ابْنِ مَرْجَانَةِ أبَداً». 1
هنگامىكه شمر نامۀ عبيداللّٰه را به عمربن سعد داد، عمربن سعد پيشبينى كرد كه امام حسين عليه السلام هرگز تسليم نخواهد شد؛ زيرا روحيۀ پدرش در وجود اوست.
شمر به عمربن سعد گفت: «جنگ را آغاز كن در غير اين صورت حكم را به من واگذار !»، عمربن سعد گفت: «خود بدان اقدام خواهم كرد».
* * *
شمر كه از آغاز در كربلا بود، وقتى ديد در شب هشتم محرم جلسهاى ميان حسينبن على عليهما السلام و عمربن سعد تشكيل شده، بهكوفه رفت و به عبيداللّٰه بن زياد هشدار داد، ازاين رو عبيداللّٰه در نامهاى به عمربن سعد نوشت: «اگر نمىتوانى كار را يكسره كنى، حكم سپهسالارى را به شمر واگذار». 2
عصر تاسوعا، اماننامهاى از سوى عبيداللّٰه به حضرت عباس عليه السلام و برادرانش عرضه شد، ليكن اينان پاسخ دادند: «ما را نيازى به امان شما نيست، امان الهى بهتر از امان پسر سميّه است».
پس از ارسال اين نامه، شمر پيش آمد و بانگ برآورد: «يٰا بَني أُخْتي أَنْتُمْ آمِنُونَ» ؛ «شما اى خواهرزادگانم! در امانيد».