147ميان بگذارى.
مسلم: از تو انتظار دارم طبق وصيتم عمل كنى.
ابن زياد خطاب به عمربن سعد گفت: عمل به وصيتهاى او بر تو واجب نيست؛ زيرا او با دست خود، خويشتن را به كشتن داده است.
مسلم: اسب و شمشير مرا بفروش و هفتصد درهم قرضم را ادا كن و جسمم به خاك بسيار و نامهاى به حسين عليه السلام بنويس كه بدين سوى نيايد.
ابن زياد: چرا به اين ديارآمدهاى؟ آمدهاى تا تفرقه دريكپارچگى جامعه ايجاد كنى.
مسلم: شما منكرات را رواج دادهايد و معروف را تعطيل كردهايد و ما مىخواهيم عكس آن رفتار كنيم. شما در جامعه همچون كسرى و قيصر عمل مىكنيد (نظام فرهنگى طاغوت را اجرا مىكنيد) شما از كسانى هستيد كه در برابر خليفۀ رسول خدا (علىبن ابيطالب عليه السلام ) سر به شورش بر داشتيد. در برابر شما فقط اين آيه را مىخوانم كه: وَ سَيَعْلَمُ الَّذِينَ ظَلَمُوا أَيَّ مُنْقَلَبٍ يَنْقَلِبُونَ . 1
در اين هنگام ابن زياد نسبت به امام على، امام حسن و امام حسين عليهم السلام ناسزا گفت.
مسلم: تو و پدرت به اينگونه حرفها سزاوارتريد.
ابن زياد: او را پشت بام ببريد و سرش را از تن جدا كنيد.
پس از دقايقى، خواستۀ ابن زياد توسط جلاد، به اجرا در آمد. 2
2 - طفلان مسلم: (ابراهيم - محمّد)
گرچه شهادت ابراهيم و محمد (طفلان مسلم) پس از واقعۀ عاشورا رخ داد ولى بنا به نقل مشهور، دستگيرىِ آنان، كه زمينهساز شهادتشان بود، پيش از عاشورا صورت گرفت. براين اساس، مىتوان آنان را از شهداى پيشتاز عاشورا به حساب آورد.
سماوى، در ابصارالعين آورده است: از مسلم بن عقيل چهار پسر در نهضت