140تماس رؤساى قبايل همت گمارد و در پى آن به زندانى كردن بانيان و دعوت كنندگان نهضت حسينى پرداخت. او ابتدا مختار و سپس هانى و پس از آن بسيارى از افراد سرشناس و غير مشهور را به زندان انداخت و در مجموع چهارهزار و پانصد تن را حبس كرد. عبيداللّٰه وضعيت عمومى كوفه را دگرگون ساخت و در اين حال مسلم پس از دستگيرىِ هانى، بهناچار بر ضدّ عبيداللّٰه برخاست. منادى او با نداى «يا منصور امّت» چهار هزار نفر و بهقول مسعودى هشت هزار تن را جمع و آنان دور مسلم را گرفتند، ولى عبيداللّٰه با وعده و وعيد به رؤساى بعضى از قبايل، مردم را از اطراف مسلم پراكنده ساخت؛ بهگونهاى كه مسلم آن شب در خانۀ طوعه، غريب ماند!
شجاعت مسلم
ابن شهرآشوب در مناقب مىنويسد: پس از دستگيرىِ هانى، زمينۀ قيام بر ضدّ حاكمان يزيدى هموار شد. مسلم با هشت هزار نفر، قصر دارالإماره را محاصره كرد. ابن زياد كه اوضاع را آشفته ديد، بعضى از سران قبايل را كه در كنار او بودند، وادار كرد تا از پشت بام قصر، بانگ برآورند كه: سپاهى جرّار از شام مىرسد، هركس متفرق شود در امان است. از هشت هزار تن (سى تن) باقى ماندند و آنان نيز پس از نماز، مسلم را تنها گذاشتند...
آرى، مسلم پس از نماز، غريب و تنها در كوچههاى محلۀ كَنْدَه متحيّرانه قدم مىزد كه طوعه، در خانه را گشود و منتظر پسرش بود. مسلم از او آب خواست و او ظرف آبى برايش آورد و پرسيد: اى بندۀ خدا، شهر پر آشوب است، چرا اينجا نشستهاى؟ برو به خانهات. مسلم چيزى نگفت: او حرف خود را تكرار كرد. مسلم گفت: در اين شهر نه خانهاى دارم و نه قبيلهاى. 1 طوعه گفت: به گمانم تو مسلمى؟! وى را به خانۀ خود فراخواند، ولى پسر او، صبحهنگام حضور مسلم در خانۀ خود را گزارش داد، عبيداللّٰه هفتاد نفر به فرماندهى محمد بن اشعث به جنگ مسلم فرستاد كه 41 تن از آنان از پاى درآمدند. محمد اشعث در پاسخ ملامت عبيداللّٰه گفت: «أَيُّهَا اْلأَمِير إنَّكَ بَعَثْتَني إلىٰ أَسَدٍ