101سيد بن طاووس در لهوف مىنويسد: هنگامى كه سعيد پس از نماز امام، بعد از اصابت سيزده چوبۀ تير دشمن به بدن او، نقش زمين شد گفت:
«أَللّٰهُمَّ أَلْعَنْهُمْ لَعْنَ عٰادٍ وَثَمُودَ، اللَّهُمَّ أَبْلِغْ نَبيَّكَ عَنّي السَّلاٰمَ وَأَبْلِغْهُ مٰا لَقيٖتُ مِنَ أَلَمِ الجِرٰاحِ، فَإِنّي أَرَدْتُ ثَوٰابَكَ فٖي نَصْرِ ذُرِّيَةِ نَبِيِّكَ...»؛
«خدايا ! دشمنان حسين را به نوع كيفر قوم عاد و ثمود گرفتار كن. خدايا ! سلام مرا به پيامبرت برسان و به آن حضرت ابلاغ كن كه به خاطر دريافت ثواب، به يارى ذريّۀ پيامبرت شتافتم و اينگونه به خاك افتادم...»
بعضى، از مورّخان نوشتهاند: امام عليه السلام هنگام اقامۀ نماز، خطاب به سعيد و مردى به نام عَمْرو بن قُرظۀ انصاري فرمود: در مقابلم بايستيد و آن دو، پس از نماز بر اثر اصابت تيرهاى دشمن بر زمين افتادند. وقتى سيد الشهدا عليه السلام با سعيد سخن مىگفت، عمروبن قرظه هم، مانند سعيد خطاب به مولاى خويش گفت:
«يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله أَوَفَيْتُ؟»؛
«آيا به ميثاق وفادارى و حمايت از امام حق، وفادار بودم؟»
امام عليه السلام با مهربانى خاصى با او نيز مانند سعيد سخن گفت.
طبرى، مورخ معروف، معتقد است كه بعد از انجام نماز ظهر و درگيرى سختى كه