100«در مقابل من بايستيد تا نماز ظهر را بخوانم.»
سعيد در برابر امام عليه السلام ، رو به دشمن ايستاد. تيرهايى را كه به طرف امام مىرسيد به جان مىخريد. او وقتى مىديد تيرى به سوى امام در حركت است، سينۀ خود را سپر كرد و مانع از اصابت آن به امام عليه السلام شد. در اثناى نمازِ امام عليه السلام ، سيزده چوبۀ تير به بدن سعيد اصابت كرد؛ بهطورى كه پس از پايان نماز، رمقى برايش نماند و به خاك افتاد. در آخرين لحظات، آنگاه كه امام با دست مباركش گَرد و خاك صورت او را پاك مىكرد، نگاهى به آن حضرت كرد و گفت:
«يَابْنَ رَسُولِ اللّٰهِ صلى الله عليه و آله أَوَفَيْتُ؟»؛
«آيا به وظيفهام وفا كردم؟»
امام عليه السلام فرمود:
«نَعَمْ أَنْتَ أَمٰامٖي فٖي الجَنَّةِ»؛ 1
«آرى وفا كردى، تو در بهشت، در حضور من خواهى بود.»
امام افزود:
فَاقْرَأْ رَسُولَ اللّٰهِ عَنِّي السَّلاٰمَ وَ أَعْلِمْهُ أَنّي في الأَثَرِ»؛
«به پيامبرخدا صلى الله عليه و آله از طرف من سلام برسان و بگو كه من به زودى به محضر تو خواهم شتافت.» 2