86
الشيطان و تقصم به ظهره إذ لا يحصل إرغام أنفه إلّابامتثالك أمر الله تعظيما له بمجرد الأمر من غير حظّ النفس و العقل فيه ». 1
«بدان، اگرچه به ظاهر، تو سنگريزهها را به جمرۀ عقبه (يكى از ستونهاى سنگى در بيابان منىٰ) مىزنى، اما در حقيقت، با همان سنگريزهها به صورت شيطان مىكوبى و پشت او را مىشكنى.
زيرا يگانه راه به خاك ماليدن بينى شيطان، همانا محض اطاعت امر و تعبّد در مقابل فرمان خداست، بدون اين كه حظّى از حظوظ نفسانى يا فايدهاى از فوايد عقلانى از خود آن كار، ملحوظ شده باشد.»
خلاصه
نتيجۀ بحث آنكه، مناسك حج از آن نظر كه مشتمل بر اعمال نامأنوس و غير قابل توجيه از نظر طبع و عقل ابتدايى است، وسيلۀ امتحان و صحنۀ آزمايش عظيمى براى مدّعيان اسلام و ايمان است. تا اندازۀ تسليم و انقيادشان در مقابل اوامر الهى آشكار شود.
آنهايى كه سليقه و ابتكار فكرى خود را، در همه جا، حتى مقرّرات آسمانى، مىخواهند اعمال كنند و احكام متقنۀ شرع مطهّر را با تحوّلات زمان، متحوّل سازند، شناخته شوند و نفاق درونى و كفر باطنىشان، بر همه كس معلوم گردد، تا «سيهروى شود هر كه در او غِش باشد».
عبادتحج، مَحَكىاست كه «نفس و عقلپرستان» را، از «خداپرستان» جدامىسازد و با كمال وضوح نشان مىدهد كه بيابان عرفات و مشعر و منىٰ و كوه مروه و صفا، نه رياكارىهاى نفسپرستان رامىپذيرد،ونه به فلسفهبافىهاى عقلپرستان، ميدانمىدهد.
بلكه آنجا، جولانگاه توسن عشق است و جلوهگاه محبّت معبود.
وَ مٰا أُمِرُوا إِلاّٰ لِيَعْبُدُوا اللّٰهَ مُخْلِصِينَ لَهُ الدِّينَ. 2
«و به آنها دستورى داده نشده بود جز اين كه خدا را بپرستند، در حالى كه دين خود را براى او خالص مىكنند.»