78
«اگر خدا مىخواست، مىتوانست خانۀ محترم و عبادتگاه باعظمت خود را در سرزمينى خرّم، در ميان باغها و جويبارهاى شاداب پر از اشجار سرسبز و ميوههاى فراوان و كاخهاى به هم پيوسته و آبادىهاى به هم متّصل، قرار دهد. اما در اين صورت مقدار پاداش بندگى، به نسبت آسانى و سبكى امتحان، ناچيز و اندك مىشد (و آن سعادت و كمال مطلوبى كه بايد عايد يك بندۀ مطيع با اخلاص گردد، نمىگرديد).»
«و لو كان الأساس المحمول عليها و الأحجار المرفوع بها بين زمردة خضراء، و ياقوتة حمراء، و نور و ضياء، لخفف ذلك مصارعة الشك في الصدور و لوضع مجاهدة إبليس عن القلوب و لنفى معتلج الريب من الناس ».
«و اگر پايههاى كعبه و سنگهاى ديوار آن، از زمرّد سبز و ياقوت سرخ و بُلورهاى نورافكن ساخته و پرداخته شده بود، اين چنين ساختمان زيبا و جالب، باعث مىشد كه نبرد، با شكّ و ترديد در ميدان دلها، سبك گردد؛ كشتىگيرى و زورآزمايى با شيطان، آسان شود و (با اين شرايط، راه وسوسۀ شيطان به دلها، بسته مىشد و طبعاً) زمينهاى براى مجاهده با ابليس، در قلوب آدميان، باقى نمىماند (و در نتيجه، مجاهدان در راه خدا، از غير مجاهدان امتياز پيدا نمىكردند).»
يك منطقۀ خوش آب و هوا و بوستان و گلستان دلپذير و مصفّا، پر از انواع وسايل تفريح و تفرّج، موّاجِ از شادابى و نشاط و تنعّم، طبيعى است كه همه را به سوى خود جلب مىكند. از مُلحد بىدين گرفته تا مؤمن متّقى، از زاهد تارك دنيا، تا حريص فرو رفته و غرق در دنيا، همه و همه بار سفر بسته و رو به آن ديار مىآورند و به سعى و طواف و بيتوته و وقوف در ميان آن مناظر دلكش زيبا و چمنزارهاى پرگل و دلربا، مىپردازند.
هيچ معلوم نمىشود چه كسى براى اطاعت امر خدا آمده و چه كسى براى تبعيّت از هوا.
مخصوصاً عنوان حجّ و زيارت چه بهانۀ خوبى مىشد براى تيپ مسلماننماهايى كه در دل، هوس هماهنگى با مُترفين و عيّاشپيشگان دارند و به ظاهر پاىبند به قيود اسلامند.
همين كه موسم حج مىرسيد، به بهانۀ حجّ و طواف بيتاللّٰه زنجير از پا مىگشودند و با كمال آرامش خاطر، به كام دل مىرسيدند.