77
«ثم أمر آدم عليه السلام و ولده أن يثنوا أعطافهم نحوه فصار مثابة لمنتجع أسفارهم و غاية لملقى رحالهم تهوي إليه ثمار الأفئدة من مفاوز قفار سحيقة و مهاوي فجاج عميقة و جزائر بحار منقطعة حتى يهزوا مناكبهم ذللا يهللون لله حوله و يرملون على أقدامهم شعثا غبرا له ».
«آنگاه آدم عليه السلام و فرزندانش را امر فرمود تا رو به سوى آن آرند و سرانجام خانۀ كعبه، محلّى براى منفعت بردن در سفرهاى فرزندان آدم و مقصدى براى بار انداختنشان شد. (كه علاوه بر سود اخروى، منافع عظيم دنيوى نيز عايدشان مىشود.) ميوههاى دلها، در آنجا، فرود مىآيد (عواطف ايمانى و احساسات پرشور صاحبدلان و مشتاقان، به دامن كعبه سرازير مىشود.) از بيابانهاى بىآب و گياه، از درّههاى ژرف و راههاى دور، از جزاير و سواحل درياها (با رنج و تعب مىآيند و خود را، به كعبه مىرسانند، در حالى كه نخوت و كبر را از خود ريختهاند) غبارآلود و موپريشان، با بازوان و شانههاى لرزان (از شدت انكسار و تذلّل) لا اله الا اللّٰه گويان، دور بيت، مىچرخند.»
«قد نبذوا السرابيل وراء ظهورهم و شوهوا بإعفاء الشعور محاسن خلقهم ابتلاء عظيما و امتحانا شديدا و اختبارا مبينا و تمحيصا بليغا جعله الله سببا لرحمته و و صلة إلى جنته ».
«لباسها (و تجمّلات دنيايى) را پشتسر افكندهاند و بر اثر نتراشيدن سرها و رهاكردن موها، زيبايىهاى خلقت خود را، از دست دادهاند (گويى كه در راه جلب رضاى حضرت معبود، از خود بىخود شدهاند و همه چيز خود را فانى در راه او ساخته و جز او به چيز ديگرى نمىانديشند و جمال ديگرى نمىجويند). اين صحنه، صحنۀ روشنى است براى امتحان و امتحان بزرگى است براى اطاعت و اخلاص بندگان، كه خداوند حكيم، آن را وسيلۀ نيل به رحمت و وصول به جنّتش قرار داده است.»
«و لو أراد سبحانه أن يضع بيته الحرام و مشاعره العظام بين جنات و أنهار و سهل وقرار جم الأشجار داني الثمار ملتف البنى متصل القرى بين برة سامراء و روضة خضراء و أرياف محدقة و عراص مغدقة و رياض ناضرة و طرق عامرة لكان قد صغر قدر الجزاء على حسب ضعف البلاء».