255موطن» خود حركت مىكند و «بيابانهاى» عالم اصلاب پدران و ارحام مادران را منزل به منزل، طى مىنمايد و با «خارهاى مغيلان» حوادث و سوانح فراوان مبارزهها مىكند، تا روز ولادت، قدم به حريم «مكّۀ دنيا» مىنهد. ولى هنوز به «ميقات و احرامگاه» نرسيده است.
روزى كه به حدّ بلوغ و تكليف مىرسد، روزى است كه به «ميقات» رسيده و بايد «مُحرم» شود. جامۀ احرام «تكليف» بپوشد و به نداى حضرت خالق يكتا جواب «لبّيك» بگويد و ملتزم به محرّمات و محلّلات حال «احرام» شود. يعنى بسيارى از كارها را بر خود حرام بداند و بسيارى از سخنان را بر زبان جارى نسازد و قسمتى از خوردنىها را ترك كند و با همين حال «احرام»، ساير اعمال و «مناسك حج» و مراحل عمر خود را به آخر برساند.
بنابراين، هركدام از ما، در هر مرحلهاى از مراحل عمر خود كه هستيم، در واقع در يكى از مواقف حج بزرگ خود، به يكى از اعمال و مناسك حج، مشغوليم.
اين كاروان عظيم بشر، كاروان وسيع و دامنهدارى است كه از روز خلقت آدم عليه السلام ، شروع به حركت كرده است و متوالياً در هر عصر و زمان، گروههاى مختلف و افواج گوناگون مىآيند و در اين مكّۀ بزرگ دنيا، اعمال و مناسك حجّ خود را انجام مىدهند و مىروند.
اميرالحاجّ و قافلهسالار حجّ، در هر زمان، يكى از انبيا و اوصيا عليهم السلام بودهاند. امروز هم، كاروان حج را، ما، جامعۀ بشر موجود در روى زمين، تشكيل دادهايم و اميرالحاجّ ما نيز حضرت صاحبالعصر، ولىّ زمان، امام حجّة بن الحسن المهدى، عجل اللّٰه تعالى فرجه الشّريف است.
و هركدام از ما، در يكى از مراحل يا مواقف حج، به منسكى از مناسك، مشغوليم.
بعضى، تازه از بيابان رحم مادر، قدم به حريم مكّۀ دنيا نهادهايم و هنوز به «ميقات» بلوغ نرسيدهايم و دوران كودكى را مىگذرانيم.
بعض دگر، به ميقات رسيدهايم و تكليف «احرام» متوجه ما شده و بالغ شدهايم و مُحرم به احرام تكاليف شرعى گشته و در حال گفتن لبّيكيم.