252كمال افتاد. اين روايت از امام صادق عليه السلام منقول است:
«إن الله عز و جل دحا الأرض من تحت الكعبة إلى منى ثم دحاها من منى إلى عرفات ثم دحاها من عرفات إلى منى ». 1
«حقيقت آنكه خداوند عزّ وجل، «دَحْو» كرده است زمين را از زير كعبه، به سوى منىٰ و سپس آن را دَحْو كرده از منىٰ، به سوى عرفات و از عرفات، به سوى منىٰ.»
اشارهاى كوتاه به معناى دَحْو الارض
كلمۀ «دَحْو» برحسب آنچه از كتب لغت استفاده مىشود، علاوه بر معناى «بسط و گستردن» كه متقدّمين از مفسّرين تفسير فرمودهاند، به معناى «دفع و تحريك» نيز آمده است، يعنى پرتاب كردن و به حركت انداختن. مجمع البحرين مىگويد: الدَّحْوُ. الرَّمْىُ بِقَهْرٍ.
دحو، يعنى با شدّت پرتاب كردن.
نقل از قاموس كه از كتب معتبرۀ لغت است: دَحَيْتُ الاِبِلَ اىْ سُقْتُها.
شتر را دحو كردم، يعنى راندم.
و هم از بعضى منقول است: انَّ الدَّحْوَ بِمَعْنَى الدَّحْرَجَة. دحو، به معناى غلتاندن است. 2 اگر مثلاً گردويى را روى زمين پرتاب كنيم، خواهيم ديد كه حركت توأم با تَدَحْرُج و غلتيدن انجام مىدهد و به اصطلاح، هم، حركت وضعى دَوَرانى دارد و بر گرد خود مىچرخد و هم، حركت انتقالى دارد كه از نقطهاى به نقطۀ ديگر منتقل مىشود.
روشن است كه اين معناى از دحو، با توجه به آراى دانشمندان هيئت كه قائل به حركت وضعى و انتقالى كرۀ زمين هستند، بسيار مناسب و كاملاً منطبق با بيان روايت سابقالذّكر است كه مىفرمايد: خداوند عزّ وجل، زمين را از زير كعبه، دحو كرده است.
يعنى سبب و موجب حركت را، در نقطهاى كه محل كعبه است، ايجاد كرده و از آن نقطه، زمين را به گردش درآورده و رو به منىٰ برده و آنگاه از منىٰ، به عرفات سوق داده و