206
زيرا آن، دست راست خدا در زمين است. خدا به واسطۀ آن، با بندگانش «مصافحه» مىكند، مانند مصافحۀ بنده با تابع (يعنى مصافحۀ مولا با بنده. يا زيردستى كه التجا به آقا و مولاى خود برده است)، و آن براى كسى كه استلامش كرده شهادت مىدهد كه وفا به پيمان كرده است.»
حجرالاسود، جوهر آسمانى و امين خدا در ميان بندگان است
از صدر اسلام و زمان امامان عليهم السلام از ناحيۀ مردم سؤالاتى دربارۀ حقايق و خصوصيّات مقدّسات دينى مطرح مىشده و جوابهايى هم در حدّ استعداد فهم سائلين از طرف پيشوايان و ائمۀ هدى عليهم السلام عنايت مىگرديده است.
از آن جمله، سؤالاتى است مربوط به حقيقت حجرالاسود و علّت نصب آن در ركن شرقى كعبه و حكمت بوسيدن و استلام و ساير خصايص مربوط به آن كه در محضر مقدّس امام صادق عليه السلام ، مطرح شده و آن حضرت ضمن بيان مفصّلى جوابهايى وافى عنايت فرمودهاند.
ما به جهت رعايت اختصار، قسمتهايى از آن حديث شريف را (به طور منتخب) در اينجا نقل و ترجمه مىكنيم و نسبت به قسمتهاى ديگر، به ترجمۀ تنها اكتفا مىكنيم و افزايش نور ايمان را در دلها از خدا مىخواهيم.
حديث را مرحوم شيخ صدوق، عليه الرّحمة، در كتاب «علل الشرايع» 1، و مرحوم فيض، در كتاب «وافى» 2، نقل كردهاند. و ما از «وافى» نقل مىكنيم:
«عن بكير بن أعين قال سألت أبا عبد الله عليه السلام لأي علة وضع الله الحجر في الركن الذي هو فيه و لم يوضع في غيره و لأي علة تقبل و ...».
بُكَير (بن اعين) مىگويد: از امام صادق عليه السلام پرسيدم: «حجرالاسود، به چه علّت در همين ركنى كه هست نصب شده و در غير آن نصب نشده؟ و براى چه بوسيده مىشود و...؟»