184و حتّى مايۀ افتخار و مباهات در مقابل فرشتگان سماوات گردد، تا نگويند:
أَ تَجْعَلُ فِيهٰا مَنْ يُفْسِدُ فِيهٰا وَ يَسْفِكُ الدِّمٰاءَ وَ نَحْنُ نُسَبِّحُ بِحَمْدِكَ وَ نُقَدِّسُ لَكَ . 1
«كار اين خاكيان، پيوسته فسادانگيزى و خونريزى است. ما فرشتگانيم كه لايزال، به تسبيح و تقديس ذات اقدست در كاريم.»
آرى، فرشتگان آسمان نيز بدانند، در خزانۀ علم خدا، در ميان همين آدمىزادگان و خاكيان نيز كسانى هستند كه كار اخلاص در عبوديت و استغراق در بحر معرفت و محبت خدا را به آنجا رساندند كه بانگ تشكر و تقدير، از جانب حق، به نامشان برخاست:
فَلَمّٰا أَسْلَمٰا وَ تَلَّهُ لِلْجَبِينِ. 2
پدر و پسر، هر دو، سر تسليم فرود آوردند؛ پدربراىدادنپسر و پسربراىدادن سر!!
در آن لحظۀ حسّاسِ تجلّى حدّ نهايى اخلاص و ايمان، نداى قبول، از آسمان رسيد:
وَ نٰادَيْنٰاهُ أَنْ يٰا إِبْرٰاهِيمُ قَدْ صَدَّقْتَ الرُّؤْيٰا. 3
اى ابراهيم، آن رؤيا را تحقق بخشيدى، و به مأموريت خود عمل كردى.
بنابراين، روز عيد قربان، روز جشن شرف براى عالم انسان است! روزى است كه انسان به شرف عالىترين درك خود رسيده و در پرتو نور معرفت و شناسايى مبدأ اعلى، عملاً دنيا را فداى خدا كرده و «متاع قليل» را با «نعيم مقيم» معاوضه كرده است. 4