183
يٰا أَبَتِ افْعَلْ مٰا تُؤْمَرُ سَتَجِدُنِي إِنْ شٰاءَ اللّٰهُ مِنَ الصّٰابِرِينَ. 1
«پدر! هر چه دستور دارى اجرا كن. به خواست خدا مرا از صابران خواهى يافت.»
آه! عجب منظرهاى! چشم را خيره مىسازد و دل را مىلرزاند و عقل را واله و حيران مىكند. خدايا قدرت ايمان تا چه حد؟! از خودگذشتگى در راه محبوب تا چه اندازه و تسليم در برابر معبود تا چه ميزان؟!
راستى كه اين درجه از اخلاص در عبوديت، در خور آن مرتبه از لطف و عنايت حضرت بارى است كه مىفرمايد:
وَ فَدَيْنٰاهُ بِذِبْحٍ عَظِيمٍ. 2
ما ذبح عظيمى را فدايش كرديم!
گوسفندى از جانب خدا، به وسيلۀ جبرئيل امين، فرشتۀ مقرّب الهى، به ابراهيم عليه السلام ، اعطا شد كه عوض اسماعيل عليه السلام ، آن را ذبح كند، 3 و همان، «قربان» پدر و پسر، واقع شود و نشان مقبوليت كارشان در پيشگاه خدا گردد.
و البته روشن است كه هر چه از جانب خدا، به بنده اعطا شود، عظيم است، كه مىفرمايد: ذبح عظيمى فدايش كرديم.
و قدردانى بالاتر آنكه براى تعظيم و بزرگداشت اين قدرت ايمان و نيروى اخلاص و تسليم در برابر خدا، مقرّر شد كه هر سال در موسم حج، در وادى منىٰ، اين خاطرۀ توحيد و خدادوستى تجديد شود و به دست حجّاج و زوّار بيت محرّم، گوسفند و گاو و شتر (در حدّ توانايى افراد) ذبح گردد، تا آن صحنۀ فوقالعاده درخشان توحيد و فداكارى و از خود گذشتگى آن دو عبد موحّد مخلص (ابراهيم و اسماعيل عليهما السلام ) در راه خدا، براى هميشه در دنيا زنده بماند و سندى كاملاً محسوس و مشاهد، در دست عائلۀ بشر، براى نشان دادن شرف آدميت باشد.