168
«فما كل ما نطقت به عن جهل مني بسوأ أثري، و لا نسيان لما سبق من ذميم فعلي، لكن لتسمع سماؤك و من فيها و أرضك و من عليها ما أظهرت لك من الندم ، و لجأت إليك فيه من التوبة . فلعل بعضهم برحمتك يرحمني لسوء موقفي، أو تدركه الرقة علي لسوء حالي فينالني منه بدعوة هي أسمع لديك من دعائي، أو شفاعة أوكد عندك من شفاعتي تكون بها نجاتي من غضبك و فوزتي برضاك ». 1
«خدايا! من اگر جرأت اين همه گفتار را به خود دادهام نه از اين است كه بىخبر از بدكردارىهاى خود هستم و نه آنكه زشتىهاى گذشتهام را از ياد بردهام، بلكه از اين جهت است كه نالهام را آسمان و آسمانيان بشنوند. زمين و زمينيان از توبه و ندبهام باخبر گردند. شايد در اين ميان يكى به بدحالى و بينوايىام ترحّم كند و رقّت آورد و به دعايى كه به درگاهت از دعاى من شنيدنىتر و به اجابت نزديكتر باشد بهرهمندم سازد و به شفاعتى كه از شفاعت من در پيشگاه اقدست استوارتر و باارزشتر است، ممنونم گرداند كه مگر بدين وسيله از غضبت رهايى يافته و به رضا و خشنوديت فائز و رستگار گردم.»
گناهم گرچه بسيار است، بسيار
ساعتى به تفكّر در اسرار بپردازيم
البتّه در شب مشعر به تناسب حالِ هر كسى، اقسام گوناگون عبادت، از نماز و تلاوت قرآن و دعاهاى وارده از ائمّۀ هدى عليهم السلام و توبه و استغفار و تضرّع و مناجات با قاضى الحاجات، تماماً داراى فضيلت بسيار بزرگ و ارزشى فوقالعاده عظيم است.
امّا در ميان همۀ اين اصناف عبادت، ساعتى را اختصاص دادن به تفكّر در اسرار مناسك حج و بالخصوص موضوع بيتوته در مشعرالحرام، و وظيفۀ استحبابى جمعآورى