165
وَ يَذْكُرُوا اسْمَ اللّٰهِ فِي أَيّٰامٍ مَعْلُومٰاتٍ. 1
«در ايام معيّنى نام خدا را، بر چهار پايانى كه به آنان داده است به هنگام قربانى ببرند.»
خلاصه آنكه: بكوشيم تا از اين ساعات و دقايق زودگذر آسمانى - كه به اين آسانى نصيب هر كسى نمىشود - استفادۀ كامل كنيم و بهرۀ عالى بگيريم.
قبل از هر چيز، بايد متوجه باشيم كه ما، به امر خدا و دعوت خالق منّان، به اين وادى آمدهايم. به همين جهت، لازم است «وقوف و بيتوتۀ» ما، در مشعر، مانند وقوف در عرفات، با «نيّت» و براى امتثال امر خدا و قربةً الى اللّٰه باشد. و لذا به محض رسيدن به مشعر، نيّت «بيتوته» مىكنيم. در واقع نيت مىكنيم كه شب را در مشعر به سر مىبريم، و همين كه سپيدۀ صبح دميد و فجر طالع شد، بار ديگر نيّت «وقوف» تا طلوع آفتاب را تجديد مىكنيم 2.
بارى، وقتى انسان متوجه شد كه طبق دعوت قبلى وارد خانهاى شده و بر سر سفرهاى نشسته است، طبعاً احساس عزّت و احترام مىكند و اطمينان بيشترى به اجابت دعوات و پذيرش خواستههايش پيدا مىكند و با دلگرمى كاملترى لب به تقاضا مىگشايد؛ مخصوصاً كه ميزبان را به كرم و جلالت قدر بىپايان و رحمت و رأفت بىمنتها بشناسد؛ ميزبانى كه آمادگى خود را براى اجابت دعوات ميهمانان، اعلام فرموده است:
وَ قٰالَ رَبُّكُمُ ادْعُونِي أَسْتَجِبْ لَكُمْ 3
«گفته است خداى شما، مرا بخوانيد، تا دعاى شما را اجابت كنم.»
بانگ مىآيد كه اى طالب بيا
جود، محتاج گدايان چون گدا!
اگر گداى بينوا، دربهدر بگردد و چيزى بخواهد، تعجّبى نيست. تعجّب آنجاست كه دولتمند باسخا، دربهدر بگردد و حاجتمندى بجويد! آرى، راه و رسم كريمان چنين است. پيش از اين كه مستمند بينوا دست سؤال و درخواست به سوى آنان دراز كند و