118«اللهم ارزقنا معرفتك و الهمنا طاعتك و لا تجعلنا من الغافلين المبعدين بحق اوليائك المقربين ».
3- موقف سوّم: مَسعىٰ
(محل سعى و رفت و آمد بين دو كوه مروه و صفا)
إِنَّ الصَّفٰا وَ الْمَرْوَةَ مِنْ شَعٰائِرِ اللّٰهِ. 1
«در حقيقت صفا و مروه از شعائر خداست (كه يادآور اوست).»
بعد از طواف و انجام نماز طواف، وظيفۀ زائر «سعى بين صفا و مروه» است كه بايد مسافت فاصلۀ بين دو كوه را هفت بار بپيمايد. او بايد از «صفا» شروع كند و در «مروه» ختم نمايد و با اين عمل، حالت اضطراب خاطر و نگرانى روحى خود را آشكار سازد كه توانِ دل كندن از خانۀ محبوب ندارد. گاه مىرود و گاه بر مىگردد.
وقتى بالاى كوه صفا مىايستد، نگاه پراشتياق خود را به سوى كعبه مىافكند و سيلاب اشك از ديدگان خود فرو مىريزد و با خدا، راز دل مىگويد و با صفايى خاصّ، رو به مروه سرازير مىشود و با موج جمعيت كه نغمۀ آسمانى و آهنگ روحبخش دعا و مناجاتشان در سراسر «مسعى» طنين انداز است و تكان در دلهاى حسّاس مىافكند، همراه مىگردد. با چشمى اشكبار و روحى پرانقلاب، اين مسافت را مىپيمايد و در اثناى راه از شدّت وجد و شعف - كه به چنين نعمت عظيمى متنعّم شده است - «هَروَله» مىكند كه از مستحبّات در حال سعى است؛ يعنى حركت را سريعتر مىكند و قدمها را تند و كوچك بر مىدارد، تقريباً شبيه به حالت «دويدن» كه بدن و شانهها به تكان مىآيد. يك قسمت محدود و معيّن اين راه را استحباباً به اين كيفيت طى مىكند تا نشان تواضع و افتادگى بنده در پيشگاه خدا باشد و از بقاياى كبر و خودخواهى، آنچه در ظاهر و باطنش بوده است، بريزد و در هر بار كه مىرود و بر مىگردد، در نتيجۀ تكرار عمل، با توجّه و حضور قلب، پاكتر از پيش و بىآلايشتر از سابقش گردد.
«قال أبو عبد الله عليه السلام : ما لله عز و جل منسك أحب إلى الله من موضع السعي و