101احترام بارگاه حضرت سلطان و موكّلين حرم را نگه دارد و دقيقاً مراقب دست و پا و چشم و گوش و بينى و زبان و تمام نواحى وجود خود باشد 1 كه كوچكترين بىحرمتى، مستلزم مطروديّت و محروميّت و احياناً موجب كيفر و گوشمالى خواهد بود. به همين جهت، اولياى دين و مقرّبان حضرت، در وقت احرام و گفتن لبّيك، به كلّى، خود را مىباختند. رنگ از رخسارشان مىپريد و بدن مىلرزيد و صدا در گلو مىپيچيد و گاهى بىهوش مىشدند و در جواب مردم كه به تعجّب، از علت تغيير حال سؤال مىكردند، مىفرمودند: مىترسم قبولم نكنند و به لبّيكم، جواب لا لبّيك و لا سعديك بگويند 2.
تَلْبِيَه، ذكر مخصوص زُوّار خدا و بار سفر بستگان به سوى خانۀ معبود يكتاست.
تلبيه، نغمۀ عاشقانهاى است كه از حنجرۀ طاير گلشن قدسى و روح انسانى بر مىخيزد و پاسخ به نداى سروش غيبى و دعوت كنندۀ آسمانى مىدهد.
تلبيه، آهنگى است شورانگيز و نوايى است پرسطوت كه از گفتن و شنيدنش، هيبتى عجيب، سراپاى انسان را فرا مىگيرد. دل فرو مىريزد و بدن مىلرزد و سيلاب اشك از ديدگان، سرازير مىشود. خود را مهمان دعوتشدۀ حضرت اكرمالاكرمين و محفوف فرشتگان مقرّب ربّ العالمين مىبيند كه به استقبال اين مهمان تازهوارد آمده و خوشامد مىگويند. در اين موقع است كه حالى روحانى و شورى الهى در آدمى پديد مىآيد و از عمق جان مىگويد:
«لبيك اللهم لبيك لبيك لا شريك لك لبيك ان الحمد و النعمة لك و الملك لا شريك لك لبيك ».
اين آهنگ روحافزاى آسمانى در موسم حج، از حلقوم صدها هزار عاشق دلباختۀ حقّ و دلهاى موّاج از محبت ربّ، بر مىآيد و درّههاى كوهستانى مكه را پر مىكند و روح را از تنگناى عالم مادّه و خاك، بالا مىكشد و در فضاى بلند و وسيع و منوّر الهى به پرواز در مىآورد.