69صاحب خانه كجاست؟
شوق ديدار فزونتر گشته
نفسم تنگ شدست،
لحظهها بىتابند
و درونم پر از آشوب و صداست
گامهايم تند است
بىخود از خود شدهام.
من چهام؟ اينجا كيست؟!
چه صدايى است كه در گوش من است؟
كه مرا مىخواند؟
آه ديوانه شدم
يا كه عقلم برجاست؟!
وقت احرام تعلق ز بدن مىگيرم
منم و تنها من
هرچه بودست به همراه من اينجا به كنار،
منم و آنكه مرا مىخواند،
بىنهايت نزديك
و دلم پر غوغاست.
حس من حس همان چلچله ايست
كه اسير قفس از شوق به پرواز پر است
ناگهان قفل قفس مىشكند
دل به دامان فلك داده، چه آزاد و رها
بال در بال نسيم
شادمان مىرقصد