176دعا مىخواند از رو كتاب
چشمهاى خيسش شده بود
مثل دو تا چشمۀ آب
و) صحنههاى جالب در كنار كعبه:
1- كنار خانۀ خدا
صحنههاى قشنگى بود
مثل يه باغ باصفا
گلهاى رنگارنگى بود
2- پيرزنى بر روى تخت
نشسته بود، طواف مىكرد
گريهكنان، دعا مىخواند
قلب خودش را صاف مىكرد
3- پردۀ كعبه را يكى
بوسه مىزد، دست مىكشيد
در آن شلوغى كودكى
سنگ سياه را مىبوسيد
4- يه مادرى، بچّه بغل
از آب زمزم مىنوشيد
آب زلال را بچّه هم
با شيشه، كمكم مىنوشيد
5- صداى لبّيك و دعا