147
نگاه مىكند و عاشقانه مىپيچد
محمدابراهيم گنديان - نيشابور
پيچك و پنجره
دستهايت را
پيچك پنجره كن
تا اشكهايم را،
تا صورت تنهايى خاكآلودم را، نوازش كنى
رنگ سايۀ مهربان تو
خنكاىِ ناىِ عطش زدهام!
و دريچه پنجره ها
كه خورشيد را محصور مىكند
و تپشهاى قلب مرا تندتر!
اگر نگاهم نكنى
بغض سالهاى بىتو بودن را
آهِ لحظههاى بىتو جانسپردن را