106
در غروبى كه غمآويز بود قامتِ عشق
سيد علىاصغر صائم كاشانى
مژده وصل
مهر تو از مشرق جانم دميد
صديقه صابرى متخلص به «شهلا» - اصفهان
تيغ بر حلق هرچه تعلّق
در من بريز مستى محمّد را
يك جرعه از نگاه محمّد صلى الله عليه و آله را
بر من ببار و پاككن از جانم