93مىپندارد و هر چه در آسمان قرار دارد و آنچه فى مابين زمين و آسمان است، پرستش مىكند. فقط به سبب روح اين موجودات سفلى و علوى است كه ميزان پرستش او جا به جا، كم و يا زياد مىشود؛ يعنى هميشه آن را نمىتوان از مقولۀ آنيميزم دانست؛ زيرا در بعضى از موارد ملاحظه شده كه شخص بدوى عينِ ماده و جسمِ چيزى را مىپرستد و آن را زنده و فعال مىداند كه محتوى قوّۀ فعال مانا مىباشد. بعضى اوقات آن شىء را از آن جهت مىپرستيد كه آن را نماينده و رمز يك امر حقيقى ديگر مىدانست. اصل آن مخفى است ولى آن شىء مظهر يا نمايندۀ آن است. بعضى اوقات از هر سه جهت اشياء مورد پرستش هستند، چنانكه مذهب بت پرستى در هند از همين نوع است؛ يعنى مردم جاهل و ساده دل، بت را يك موجود زنده و فعال مىدانند و آن را مىستايند ولى مردمى ديگر در داخل بت، روح و روانى نهفته قائلند و آن را مىپرستند، در حالى كه طبقۀ دانشمند و روشنفكر با خلوص نيّت و حسن عقيدت به بت احترام مىگذارند، چون آن را مركز رمز يك حقيقت عالى نهفته كه قابل ستايش است مىدانند.
پس مظاهر طبيعت انواع مختلف دارد؛ از آن جمله است سنگ پرستى، يا عبادت احجار. هر گونه سنگى از سنگريزۀ خرد گرفته تا تخته سنگ كلان، در اماكن مختلف به نحوى مورد ستايش و پرستش قرار مىگيرد، گاهى يگانه و منفرد، گاهى به طور جمع و مركب، گاهى جنس آن محلّ توجّه است و گاهى شكل آن و گاهى مادۀ تركيبىاش. گاهى آن را به دست هنر انسان ساخته و پرداختهاند و گاهى به همان صورت طبيعىاش مىپرستند. همچنين سنگهاى فرود آمده از آسمان مورد حرمت و عبادت قرار مىگيرند، هم اكنون قبايل و طوايف وحشى آفريقا و اقيانوسيه و هند و ژاپن و هندوان سرخ پوست آمريكا، همۀ آلات و ادوات سنگى خود را محترم شمرده و ستايش مىكنند. در جزاير فيليپين، بوميان براى سلاح و حربۀ جنگى رييس طايفه يك قوّۀ غيبى و روح نهفته قائل هستند. در قطعهاى در وصف رييس قبيله آمده است: «او يك مرگ آفرين ساده بود... به گفتۀ همراهانش گرز و سنان وى به فرمان او، خود به خود مردان را به خاك هلاك مىافكند.»
هنوز در روستاهاى آلمان و بلاد اسكانديناوى، همانند روميان و يونانيان قديم، به