380نشسته بود و در فرو بسته، و به تأليف كشّاف مشغول بود، شيخ نجم الدين عمر نسفى، كه صاحب تيسير است، به در خانۀ كعبه آمد در بزد. زمخشرى گفت: كيست بر در؟ نسفى گفت: عمر. زمخشرى گفت: انصرف. يعنى برگرد. نسفى گفت: «عمر لا ينصرف».
زمخشرى گفت: «إذا نكر صرف»؛ يعنى كلمۀ غير منصرف چون نكره شود منصرف گردد به قاعدۀ نحويان.
شاعرى مهمل گوى پيش جامى، مىگفت چون به خانۀ كعبه رسيدم ديوان شعر خود را از براى تيمّن و تبرّك در حجر الأسود ماليدم. ايشان فرمودند اگر در آب زمزم ماليدى بهتر بود. 1
شيرازى و شروانى هر دو منعم و قزوينى مفلس به حج رفتند چون به مكّه رسيدند شيرازى گفت من به شكرانۀ اين سعادت، مبارك را آزاد كردم.
شروانى گفت: من به شكرانۀ اين دولت، گلشكر را آزاد كردم. قزوينى گفت: مرا درم خريده نيست كه آزاد كنم، به شكرانۀ اين كرامت، مادر فرزندان را سه طلاق گفتم و از قيد خود آزاد كردم. 2