303
با عزيزى نشست روزى چند
لاجرم همچنو گرامى شد 1
احسان به همنوع يكى از صفات پسنديدۀ انسانى است. سعدى براى نشان دادن اهميت و ارزش احسان، آن را نه تنها برابر با حجّ بيت اللّٰه كه برتر دانسته است.
شنيدم كه پيرى به راه حجاز
ناگهان از عالم غيب آوازى مىشنود كه:
به احسانى آسوده كردن دلى
به از الف ركعت به هر منزلى 2
اين معلّم اخلاق، در فلسفۀ حج گفته است: حاجى بايد به گونهاى باشد كه به پاكى طفل نوزاد. وقتى قربانى مىكند، نفس حيوانى و امّارۀ خود را قربان كرده باشد. آنگاه كه سنگ بر شيطان مىزند آلودگيهاى درونى و تمايلات شيطانى خويش را نيز از خودبراند و خويشتن را از عيوب پاك گرداند، چون به ملاقات خدا رفته و بر سر سفرۀ كرم پيامبر اكرم نشسته، كرم و مروّتى خداگونه و پيامبر وار داشته باشد، نه همچون حاجىاى كه سعدى از او ياد كرده است:
مرا حاجىاى شانهاى عاج داد
حاجى آن زمان كه لبّيك گويان به سوى كعبه مىرود، به دعوت خداى خود پاسخ مى دهد و با خدا سخن مىگويد. سعدى اين اهمّيت تخاطب را در نظر دارد و در مناجات خود به لبيك حاجيان سوگند مىدهد.