299
همين مضمون را در غزل ديگرى در صفحه 296 ديوان خود تكرار كرده و گفته است:
چو زباده مست گشتم چه كليسيا چه كعبه
عراقى نه در مدرسه جاى دارد، نه در مصطبه سازگار است و نه در صومعه و نه در ميكده و نه در كعبه جاى دارد، از اين روست كه در درِخمّار مانده و از ساقى كمك مىطلبد كه او را از غم برهاند؛ يعنى از خداى كعبه استمداد مىطلبد.
اين دم منم كه بىدل و بى يار ماندهام
ساقى بيار درد و ز درد تو يك زمان
عراقى معتقد است كه اصل، ديدارِ صاحب خانه است نه خانه:
اى دل چو درِ خانۀ خمّار گشادند