171در اثبات صفات سبعۀ الهيّه است و هر يك از احجار كه انداخته شود، اشاره بر اثبات صفتى از صفات سبعۀ ثبوتيّه مىباشد كه عبارت است از: «علم»، «حيات»، «قدرت»، «اراده»، «سمع»، «بصر» و «كلام» و جمرۀ ثالثه در اثبات افعال است.
سرقت در حين رمى
نويسنده مىنويسد: براى رمى جمره به نيابت از رضاعليشاه و چند تن ديگر از درويشان مشغول شدم. در مراجعت متوجّه شدم مبلغ دويست تومان كه براى خريد قربانى همراه داشتم و نيز كفشهايم را دزديدهاند. نويسنده از قربانى و فلسفۀ آن سخن گفته كه قربانى تسليم محض بودن در برابر اوامر الهى است و به شعر ابن عربى در «فصوص الحِكَم» اشاره مىكند كه:
فَيالَيْتَ شعري كيفَ نابَ بِذاتِهِ
شخيص كبيش عن خليفة الرّحمن؟!
شاه نعمتاللّٰه ولى، در شرح فصوص الحكم گفته است:
«قربانى سه قسم است: در درجۀ اوّل گوسفند است كه عرب آن را غنم گويد وغنم را نسبتى است با روح؛ زيرا كه خداوند كبش را، كه نوع ذكور آن است، فداى نبى مكرّم خود گردانيد. مراد از انشاى اين ابيات، بيان سرّ توحيد است كه حقيقت واحده است و در صور مختلفه و متعدّدۀ اكوان واعيان ظاهر گرديده و در حقيقت او بود كه فداى او بود.
بنابراين درجۀ غنم به اعتبارى از ساير حيوانات ارفع است. دوم گاوست كه عرب آن را بقره گويد. و بقره را با نفس مناسبتى است؛ زيرا كه در ميان بنى اسرائيل كسى كشته شد و دربارۀ قاتل اختلاف كردند و هر كس سخنى گفت تا اينكه: «أمرهم الله ان يذبحوا بقرة و يضربوا الميت ببعضها فيحيى باذن الله ». 1 پس معلوم شد كه ميان بقره ونفس نسبتى است (در اسم، زيرا كه بُدنه اسمى است از اسماء ابل و بدنه جمع است و مفرد آن بدن.
جسم انسان را بدن مىخوانند و بدن از عالم طبيعت است و مياناللّٰه تعالى و طبيعت دو