170كنند. آن شخص بسيار خوشحال مىشود و مىگويد: من ازاهل سنّت هستم و از هفت سلسله طريقت. مجاز هستم كه رضاى خدا و احياى قلوب و تحبيب بين آنها كوشش نمايم و تعجّب مىكنم كه يك نفر شيعه اينطور روشنفكر باشد! 1
سپس به عرفات رفته، به شرح و توصيف آن مىپردازد و مىگويد:
«آن سال ماه شوال سى روز كامل و روز عرفه در روزجمعه بود و حجّاكبر شد كه طبق روايات حج اكبر مطابق هفتاد حج است. از عرفات به مزدلفه رفته و از قول شاه نعمتاللّٰه ولى گفته است: معناى مزدلفه قرب است و عمل در محلّ قرب، قربت است و اگر فوت شود صفت قربت در محلّ قربت حج نباشد؛ زيرا كه حج نشأۀ كامله است از مجموع افعال معيّنه و اين افعال حج را به مثابۀ صفات نفسيّه است كه اگر واحدى از اين صفات زايل شود موصوف به آن صفت نماند وهر عبادتى كه مركّب از اشياى مختلفه بود صحّت آن عبادت به مجموع اركان آن عبادت است و در عبادت آن را ركن خوانند ودر ذوات واعيان صفت نفسيّه». 2
اقامت در مزدلفه و شب زندهدارى در آنجا، ارزش زيادى دارد.
هر كه آن شب زنده دارد بندۀ دلزندهاى است
آفرين بر خدمتش زيرا كه نيكو بنده ى است
از مزدلفه به منا مىروند و به قول شاه نعمتاللّٰه : «به نهايت مىرسند...»
رمى جمره يكى از اركان حج است و حال و هواى ويژهاى دارد. ياد آور حالت عارفانۀ ابراهيم عليه السلام است كه فرزند دلبند خود را به قربانگاه مىبرد و فرزند به فرمان پدر شيطان را با سنگريزه از سر راه خود مىراند.
جمرات به معناى «جماعات» است ودر هر جمره از جمرات ثلاث، هفت سنگريزه، هفت مرتبه به نوبت بايد انداخت و هر سنگى اشاره است به يكى از صفات هفتگانۀ سلبيّه از ذات حق تعالى. پس جمرۀ اولى براى معرفت ذات است و جمرۀ ثانى