166برده فروشى به طاق نسيان آداب عهد جاهليّت سپرده شود، بايد به دادش رسيد و چه جور؟! من دست بالا را مىگيرم، بين المللى - اسلامى كردن شهرهاى زيارتى و اداره شان همچنانكه اسلام با رسيدن به بغداد، رى، دمشق، اسكندريه، بخارا و اندلس اسلام شد! حالا هم از تمام اين نقاط بايد به كمك اين بدويّت موتوريزه شتافت. 1
جلال آل احمد نيز مانند بسيارى از منتقدين، وضع قربانى وقربانگاه را ناهنجار مىبيند و پس از بيان صحنههاى رقّت بار و گاهى چندش آور مىگويد:
«... و اين قربانى عظيم به هدر رفته! آخر چه مىشد اگر ده تا كاميون يخچال دار تهيّه مىكردند و تمام اين كشتارها را هم در ساعت به جدّه مىبردند (از منى تا جدّه صد كيلومتر راه هم نيست) وهمه را در يك كشتى دو سه هزار تنى مىانباشتند، مىپختند، كنسرو مىكردند يا منجمد و نمك سود مىكردند و براى فقراى عالم هديه مىكردند. پس اين شير و خورشيد سرخ و هلال سرخ چه كارهاند كه نمىبينند اين اسراف وحشيانه را؟ در حالى كه دو سوم از مردم روزگار سالى يك بار هم گوشت نمىخورند و اصلاً چرا روى قوطى چنين گوشتهايك انگ نزنند كه گوشت قربانى كشتار منا؟ و به صورت تبرّك براى تمام مرضاى مسلمانان عالم يا براى اين همه بيمار كه از فقر غذايى مىميرند، اهدا شود. گوشت قربانى كه يك مليون حاجى قربانى مىكنند، حدّاقل حدود بيست هزار تن خواهد بود...». 2
جلال در مورد حج و مسائل آن، حرفهاى فراوانى دارد و علاقه مندان بايد سفرنامۀ او را بخوانند تا از نظريّات كلّىاش اطّلاع بيشترى به دست آورند.
12 - خاطرات زيارت خانۀ خدا و... در خدمت راهنما
آقاى محمّد رضا خانى نويسندۀ سفرنامه در سال 1346 براى بار دوم، به همراه حاج سلطان حسين تابندۀ گنابادى (رضا عليشاه) به زيارت خانۀ خدا و به حج رفته است.
يادداشتهايى از اين سفرفراهم كرده وبه گفتۀ خود سوغاتى براى دوستان به ارمغان