153تابنده مطلب را شكافته و گفته است: «...به نظر نگارنده اين امر خوب نيست، هم از نظر دينى و هم اجتماعى و از جهات علمى مورد اشكال است زيرا...»
آنگاه در باب اعمال حج سخن گفته كه بنابر بعضى اقوال، در سال پنجم هجرى و بنا به گفتۀ محقّق حلّى در سال ششم و به گفته بعضى در سال نهم توسّط پيامبر معيّن و واجب شده است و گفته است كه: اعمال و مناسك حج در جاهليّت با اسلام فرق داشته و اسلام آنچه را كه بر خلاف رسوم انسانيّت يا اجتماع بوده؛ مانند «برهنه حج گزاردن و طواف كردن، حرام دانسته است. تابنده در بيان اسرار حج مىنويسد:
«عمل حج از بزرگترين عبادات اسلامى محسوب و داراى اسرار و رموزى عرفانى و حكمتهاى بى شمارى است كه فهم اين بنده وامثال من از ادراك آنها قاصر است ولى چون بعضى از اسرار آن به زبانهاى عرفانى مذكور شده، نگارنده نيز بطور اختصار آنچه به ذهن مىرسد اشاره مىكند:
منظور از حج از بُعد ظاهر، اتّحاد واتّفاق ميان مسلمين و آشنايى بين المللى اسلامى است كه مسلمانها مىتوانند از آن بهره برداريهاى سياسى و علمى و اجتماعى و اخلاقى فراوان كنند. تقويت روحى، تحمّل مشقّت سفر كنند. سالكان الىاللّٰه هم متوجّه مقصد اصلى و واقعى و نشان دادن كعبۀ حقيقى به وسيلۀ كعبۀ ظاهرى منظور هستند. هريك از اعمال و مناسك حج داراى سرّى است ازاسرار مهم. مراد از احرام، حرام كردن همۀ چيزهاست بر مُحرم در راه محبوب حقيقى و صرف نظر از ماديّات و قطع علقه از ما سوىاللّٰه، از مشتهيات نفسانى وظهور موت اختيارى، از اينرو لباس آن هم شبيه به لباس مرده است و دستور داده شده كه نبايد دوخته باشد و گره داشته باشد تا همان دوخت لباس موجب مباهات يكى بر ديگرى نشود، همانطور كه با گفتن تكبيرة الاحرام در نماز هم انسان همه چيز را بر خود حرام مىكند و فقط متوجه عظمت خداوند است، تنها راه رسيدن به كعبۀ مقصود و وصال محبوب حرام كردن هر چيز جز اوست برخود و از اين روست كه ورود به حرم بدون لباس احرام جايز نيست. همانگونه كه خود نويسنده اشاره كرده، ايشان از ديد عرفانى به اعمال حج نگريسته و گفته است وقتى محرم به قصد رسيدن به كعبه و طواف حركت مىكند، بايد زبانش به ذكر لبّيك لبّيك اللّهمّ لبّيك...
مشغول باشد به محض ديدن خانههاى مكّه زبان را ببندد و با چشم دل به مشاهدۀ جمال