125گويند و ركن مغربىِ شمالى را ركن شامى گويند. و حجرالأسود را در گوشۀ ديوار به سنگى بزرگ تركيب كردهاند و در آنجا نشانده، چنانكه مردى تمام قامت بايستد، باسينۀ او مقابل باشد و حجرالأسود به درازى، بدستى و چهار انگشت باشد هشت انگشت باشد و شكلش مدوّر است. از حجرالأسود تا در خانه چهار ارش است و آنجا را كه ميان حجرالأسود و در خانه است ملتزم گويند و درِ خانه از زمين به چهار ارش برتر است وچنانكه مردى تمام قامت بر زمين ايستاده بر عتبه رسد. و نردبان ساختهاند از چوب چنانكه به وقت حاجت در پيش در نهند تا مردم بر آن بروند و در خانه روند وآن چنان است كه به فراخى ده مرد بر پهلوى هم به آنجا برتوانند رفتن وفرود آمد. و زمين خانه بلند است بدين مقدار كه گفته شد». 1
ناصر خسرو درب كعبه را توصيف كرده و طول و عرض و جنس درها و تزيينات آنها را شرح داده است. همچنين اندرون كعبه، ضخامت ديوارها، خلوتهاى درون كبعه، سنگهاى كف كعبه، ستونها، محرابها، قنديلها، پوششهاى كعبه و... همه را به دقت تمام توصيف كرده و كيفيت گشودن درب كعبه و نحوه و ترتيب ورود مردم به دورن خانه را تمام و كمال نوشته است.
ناصر خسرو تاريخ حجّ چهارمِ خود را در ذى حجّۀ سال 442 ه . ق . ذكر كرده و گفته است: از آنجا در نوزدهم ذى حجّه با شتر به لحسا رفته و فاصلۀ مكّه تا لحسا را در سيزده روز طى كردهاست.
او در اين سفرها، همانگونه كه گفتيم، بيشتر به توصيف ظاهر اعمال و دقّت در امكنه پرداخته و در ارتباط با مناسك حج بحث چندانى نكرده است. ناصر خسرو چهار سفر حج كرده؛ در سفر اوّل نوشته: «... و از بيت المقدّس پياده باجمعى كه عزم سفر حجاز داشتند برفتيم، دليل ما مردى جلد و پياده و نيكوروى بود... به نيمۀ ذى القعدۀ سنۀ ثمان و ثلاثين و رابعمائه، از بيت المقدس برفتم، سه روز را به جايى رسيدم كه آن را «ارغر» مىگفتند و ازآنجا به منزلى ديگر رسيديم و از آنجا به ده روز به مكّه رسيديم و آن سال قافله از هيچ طرف نيامد و طعام يافت نمىشد.