124ديگرى به سمت مغرب به طرف درياست و در آن از كشت و ذرع خبرى نيست.
روز جمعه از جدّه حركت مىكند وراه دوازده فرسنگى بين جدّه و مكّه را تا روز يكشنبه، آخر جمادى الآخر، طى مىكند و وارد مكّه مىشود. ناصر خسرو مكّه را اينگونه توصيف كرده است:
«شهر مكّه اندرميان كوهها نهاده است نه بلند، و از هر جانب كه به شهر روند تا به مكّه نرسند نتوان ديد، بلندترين كوهى كه به مكّه نزديك است، كوه ابوقبيس است و آن چون گنبدى گرد است؛ چنانكه اگراز پاى آن تيرى بيندازند بر سر رسد و در مشرقى افتاده است...» 1
نقل تمام مطالب موجب اطالۀ كلام مىشود.
ناصر خسرو به توصيف مسجدالحرام، صفا و مروه، ميله هايى كه در فاصلۀ نيم فرسنگى مكّه نصب كرده اند، مسجدها، و... پرداخته و دربارۀ احرام گرفتن، تلبيه گفتن، طواف و نحوۀ انجام آن، ايستادن در پس مقام و گزاردن نماز طواف و رفتن به زمزم وخوردن آب از آن، سخن گفته است.
در ارتباط با خانههاى اقوام و ملّيتهاى مختلف و نيز عمارتهاى زيباى خلفاى بغداد كه بعضى خراب شده بودند، آب شور و تلخ چاههاى مكّه، و آبى كه امير عدن از زيرزمين (كاريز) به مكّه آورده بود و آبهاى گواراى ديگر كه سقّايان مىآوردند و مىفروختند، هواى گرم مكّه و... به تناسب سخن گفته است. مسجد الحرام را به تفصيل معرّفى كرده و ابعاد قسمتهاى مختلف را مشخص ساخته است. ونيز تعداد ستونها و عمودها و دربها و طاقها و... همه و همه را شرح داده و خانۀ كعبه را اينگونه توصيف كرده است:
«و خانۀ كعبه به ميان ساحت مسجد است، مربّعِ طولانى، كه طولش از شمال به جنوب است و عرضش از مشرق به مغرب، طولش [ هفده ارش و بلندى] سى ارش است و عرض شانزده، و درِ خانه سوى مشرق است و چون در خانه روند، ركن عراقى بر دست راست باشد و ركن حجرالأسود بر دست چپ و ركن مغربىِ جنوبى را ركن يمانى