114
لغو موقوفات مكّه - القاهر خليفۀ جبّار، برادر ناتنى مقتدر بود كه پس از وى به خلافت رسيد. او اموال مادر مقتدر را مصادره كرد و از اوخواست تا در حضور قضات املاكى را كه برمكه وقف كرده بود تا خرج فقرا و مساكين شود، از وقف خارج و وقف را باطل اعلام كند اما وى از اين دستور امتناع كرد و قاهر خود وقف را باطل اعلام كرد. 1
23 - تاريخ عرب
بحث خود را - كه در كتب تاريخ و آنچه در ارتباط با حج، مكّه، كعبه، حُجّاج و حوادث واتّفاقات گوناگون است - بابيان مختصرى از مباحث تاريخ عرب نوشتۀ فيليپ خليل حِتّى ادامه مىدهيم. حِتّى مىنويسد: كعبۀ جاهليّت كه دژ اسلام شد، يك بناى معمولى، به شكل مكعّب 2 به سادگى بدوى بود، در آغاز سقف نداشت و يك سنگ سياه آسمانى، كه داراى احترام و اعتبار ويژهاى بود، در آن جاى داشت. به هنگام ظهور اسلام، بناى موجود همان بود كه به نظر مىرسد به سال 608 ه . ق . به دست يكى از حبشيان و از باقيماندۀ يك كشتى رومى يا حبشى كه بر ساحل درياى سرخ در هم شكسته بود، از نو ساخته شد. اطراف آن نيز حرم معمولى وجود داشت و كسان به زيارت آن مىآمدند و قربانها مىكردند. بنابه روايت اسلامى، كعبه در آغاز مطابق با يك نمونه يا تصوير آسمانى ساخته شد و ابراهيم و اسماعيل پس از طوفان، بناى آن را تجديد كردند و توليت آن با اعقاب اسماعيل بود تا به روزگار گردنكشان جرهم و پس ازآنها قريشيان آمدند كه از اعقاب خاندان اسماعيل بودند. هنگامى كه ابراهيم و اسماعيل عليه السلام مشغول ساختمان كعبه بودند، سنگ سياه را جبرئيل براى آنها آورد.
بدويان كه براى مبادلۀ كالاهاى خود به شهرهاى حجاز مىآمدند، معتقدات مردم شهرى را فرا گرفتند و بنا را بر اجراى پارهاى اعمال و رسوم كعبه؛ مثل قربان كردن شتر و گوسفند در كنار سنگهاى (انصاب) مختلف ديگر، كه بت يا قربانگاه به شمار مىرفت،