113در 339 ه . ق . باز گرداندند. از قول ثابت بن سنان نقل كرده است كه وقتى خبر در افريقيه به مهدى فاطمى رسيد، نامهاى به ابوطاهر نوشت و او را به خاطر اين عمل ناپسند سرزنش كرد وگفت: «تو لكّۀ سياهى در صفحۀ تاريخ به نام ما رقمزدى كه هرگز آن را پاك نتوان كرد و گذشت روزگار نيز آن را پاك نخواهد كرد... تو با اعمال شرم آور خود سلسله و فرقۀ ما وداعيان مارا به كفر و زندقه و الحاد متّهم ساختى. 1
در همان نامه به ابوطاهر دستور داد حجرالأسود را به جاى خود بازگرداند كه حجر به جاى خود بازگردانده مىشود. در نقل قولهايى كه در ارتباط با اين موضوع شده، اختلاف زيادى مشهود است، حتّى در همين تاريخ اسماعيليان فاصله بين سالهاى 317 تا 339 ه . ق . كه بيست و دو سال است و در مآخذ نيز همين را نوشتهاند، با موضوع نامۀ مهدى فاطمى و برگردانده شدن حجرالأسود، طبق دستور وى منافات دارد (آيا ممكن است در فاصله 2 سال خبر به مهدى نرسيده باشد؟!)
22 - تاريخ آل بويه
نويسندۀ اين كتاب آقاى على اصغر فقيهى به برخى از حوادث و توجّهات امراى ايرانى به حج و كعبه اشاره كرده است از جمله گفته است: امير نوح همه ساله اموال و اشيا و جامه هايى براى پوشش كعبه و اموالى براى مجاوران مكّه و ساكنان مدينه توسّط احمد خوارزمى فرستاده است.
فقيهى به حملۀ قرامطه بر قافلۀ حجاج در سال 312 ه . ق . اشاره كرده و گفته است:
در اين حمله جمع بسيارى كشته شدند و گروهى زن و مرد و كودك به اسارت در آمدند و به عنوان برده ميان قرامطه تقسيم شدند. فقيهى در ارتباط با احمد بن على نسائى صاحب صحيح نسائى كه يكى از صحاح سته است گفته: در راه سفر به مكّه در رمله (واقع در شام) از او خواستند در فضايل معاويه سخنى بگويد ولى او در اين باره چيزى نگفت. او را بقدرى زدند كه شدت ضربات موجب مرگش شد. 2