109چاه زمزم يافته است، معروف مىباشد. اين آهوهاى زرّين هداياى ايرانيان بوده است.
وقتى حضرت محمّد صلى الله عليه و آله كعبه را گشود، در چاهى كه درون كعبه بود هفتاد هزار اوقيۀ زربافت كه پادشاهان ايران آنها را براى خانۀ كعبه مىفرستادند قرار داشت. پيامبر و پس از وى ابوبكر اين گنجينهها را به حال خود گذاشتند. عمر كه مىخواست آن را تصرّف كند نيز توسّط شيبة بن عثمان باز داشته شد و منصرف گشت تا اينكه افطن (حسن بن حسين بن على بن على بن زين العابدين) در سال 199 ه . ق . بر مكّه چيره شد و آنها را تصرّف كرد. گنجينۀ كعبه از آن پس از ميان رفت.
ابن خلدون گفته است: خداوند ورود مخالفان دين اسلام را به حرم ممنوع كرده و براى ورود مسلمانان هم شرايطى در نظر گرفته است. او حدود حرم را مشخّص كرده ونوشته است: «حدود حرم كه به اين مزايا اختصاص دارد، عبارت است از سه ميل از راه مدينه تا تنعيم، و از راه عراق هفت ميل تا خميدگى منقطع كوه و از راه جِعرانه نُه ميل تا شعب و از جده ده ميل تا منقطع عشاير...».
در ارتباط با نام «بكّه» و «مكّه» به اختصار و وضوح نوشته است كه: «... اين است چگونگى و اخبار مربوط به مكه، و آن را امّ القرى و كعبه نيز مىنامند، از كلمۀ «كعب» به علّت بلندى آن و هم آن را «بكّه» مىگويند، اصمعى مىگويد؛ زيرا مردم با يكديگر نرمى مىكنند. و مجاهد مىگويد: «با»ى بكّه را به «ميم» بدل كردهاند، چنانكه «لازب» را «لازم» مىگويند كه مخرج «ب و ميم» به هم نزديك است و نخعى مىگويد: بكّه (با «باء») بر خانۀ كعبه و مكّه (با ميم) بر شهر اطلاق شود و زهرى مىگويد: بكّه (به باء) بر كلّيّۀ مسجد و مكّه (به ميم) بر حرم اطلاق مىگردد.» 1
18 - تاريخ وصّاف
اديب شرف الدين عبداللّٰه كاتب شيرازى ملقّب به «وصّاف الحضره» در تاريخ خود (تاريخ وصّاف) به حملۀ سعد الدّولۀ يهودى اشاره كرده و نوشته است: سعدالدولۀ يهودى از اهالى ابهر زنجان بود كه به وزارت ارغون رسيد. او براى برانداختن اسلام و