273مردم مكه تقسيم نمود. ابن عباس هم در اين حال، درون مسجد حاضر بود و برداشتن جامهها از روى كعبه را نظاره مىكرد و خود ديدم كه او از اين كار ناراحت نشد و آن را زشت نشمرد.» 1
همچنين بار ديگر در سال 160 ه . ق. هنگامى كه مهدى خليفۀ عباسى حج گزارد، كعبه كاملاً از جامه عارى گرديد بدين صورت كه به او گزارش دادند تعداد زيادى جامه بر روى هم انباشته شده و سنگين گرديده است؛ بهطورى كه بيم آن مىرود ديوارهاى كعبه فرو ريزد. وى دستور داد همۀ جامهها را از روى آن برداشته و چيزى به آن باقى نگذاشتند. سپس به تمام ديوارهاى بيرونى و درونى كعبه غاليه و مشك و عنبر ماليدند و نيز تمام ديوارها، از پايين تا بالا و پيرامون آن را به مشك آغشته كردند. از آن پس سه جامه از پارچههاى قباطى و خز و ديبا بر آن پوشانيدند.
راوى گويد: در تمام مدتى كه بر كعبه مشك و عنبر مىماليدند و بر آن جامه مىپوشاندند، مهدى روى بام مسجدالحرام، جايى نزديك به «دارالندوه» نشسته بود و كعبه را مىنگريست. از آن پس تا سال200ه . ق. همچنان هر سال جامهاى بر كعبه مىآويختند و چيزى از آنها كم نمىكردند. در سال ياد شده، «حسينبن حسن افطس طالبى علوى» در فتنهاى كه آغاز گرديد، به مكه در آمد و جامههاى كعبه را از روى آن برداشت؛ دو جامۀ ابريشم نازك، يكى به رنگ زرد و ديگرى سپيد بر كعبه پوشانيد. در آن هنگام كه كعبه عارى از جامه گرديده بود، رنگ ديوارها آشكار شد و كعبه همچون رنگ عنبر درخشان بود كه به نظر مىرسد باقى ماندههاى مشك و عنبرى بوده كه با آن ديوارهاى كعبه را آغشته بودند. 2
همچنين كعبه در سال 643 ه . ق . بر اثر بادِ توفان، كه به مكه روى آورد. جامۀ كعبه مشرّفه را از روى آن برداشت و آن باد مدّت بيست و يك روز ادامه يافت و در اين مدّت كعبه همچنان عارى از جامه بود، تا اينكه به وسيله مرد نيكو كار «منصور بن منعه بغدادى»