272كردن آن با عطر عالى، همانا «شيبةبن ابى طلحه حجبى» بوده كه نسب پردهداران كعبه؛ يعنى شيبيان به او ختم مىگردد. اين كار در دوران معاوية بن ابوسفيان صورت گرفته است. بنابراين، عارى كردن كعبه از جامههاى قديمى بهوسيلۀ عمر و ديگران، تنها به منظور تخفيف از جامههاى انباشته بر روى كعبه بوده و كعبه را به طور كامل عارى از جامه نمىكرده است.
از ابن مليكه روايت كردهاند كه گفت: «جامهها و پوششهاى بسيارى از جامههاى دورۀ جاهلى بر روى كعبه بود كه از انواع چرم و پارچههاى مويى و راه راه بوده و تمامى آنها يكى بر روى ديگرى قرار داده مىشده است. پس از ظهور اسلام هنگامىكه به هزينۀ بيتالمال جامه بر كعبه پوشانيدند، هربار قسمتى از جامههاى پيش را از روى كعبه برمىداشتند. به روزگار حكومت عمر و عثمان، پارچههاى قباطى را از مصر آورده و بر كعبه قرار مىدادند. عثمان نيز دو بار در سال، جامهاى از پارچههاى يمنى را بر كعبه مىپوشاند كه پارچههاى ياد شده را به وسيله كارگزار خود در يمن «يعلى بن منبه» بدين منظور فراهم مىآورد. پس عثمان نخستين كسى بود كه بر كعبه دو جامه (يكى را بر ديگرى) قرار داد.
چون معاويه به حكومت رسيد. جامۀ ديبا و قباطى را بر كعبه پوشانيد. شيبةبن عثمان 1 پيشنهاد كرد جامهها و باقيمانده از پارچههاى دوران جاهليت از كعبه جدا شود و چيزى از نجاست مشركان دورۀ جاهلى كه به سبب دست كشيدن آنان، جامهها آلوده شده بود، بر كعبه باقى نماند. دراين باره براى معاويه نامهاى نوشت و معاويه آن هنگام در شام بود. او در پاسخ نوشت: تمام جامههاى پيشين كعبه را از آن جداكند و بدين منظور جامهاى از پارچههاى ديبا و قباطى و حبرى ارسال نمود.
راوى مىگويد: خود ديدم كه شيبه جامهها را از روى كعبه برداشت و چيزى از آنها را بر كعبه باقى نگذاشت. نامبرده تمام ديوارهاى كعبه را با خلوق و عطر آغشته نمود، سپس همان جامهاى را كه معاويه فرستاده بود، بر آن قرار داد و جامههاى پيشين را ميان