232به افرادىكه گاه در اثر بيمارى و يا تنگدستى از ادامۀ راه بازمىماندند، كمك و مساعدت مىكرد. وظيفهها و مسؤوليتهاى يادشده همگى بهوسيلۀ فرمانهاى ويژهاى كه برخى از سوى مقام سلطنت و خلافت و برخى ديگر بهوسيلۀ فرمانروايان مصر بود، صادر مىگرديد. اين گروه از قديم داراى حقوق تعيينشدهاى در دفاتر حكومتى مصر بودهاند.
در دوران اخير، ديگر نيازى به بسيارى از آن سمتها و مسؤوليتها نبود همچنانكه وظيفۀ خزانهدارى نيز از ميان برداشته شد و شخصى از منشىهاى ادارۀ ماليه ( \ دارايى) مسؤوليت اين مهم را بهعهده مىگرفت.
كاروان محمل در اين مأموريت، از بيست شتر تشكيل مىشد كه داراى استراحتگاهى بهنام «بولاق» در كنار مزار شيخى بهنام «سيدى سعيد» بود. دولت در زمان قديم، افزون بر شتران ياد شده، شتر ديگرى را همه ساله جهت قربانى مىخريد كه در اين حال شتربانان پيش از حركت كاروان حج، شتر ياد شده را مىآوردند و در حالىكه بزرگِ شتربانان بر روى آن سوار مىشد، همگى به همراه باربندان و زنبوركچىها و در پيشاپيش آنان، گروه طبّالان (شادىآفرينان) با سر و صدا و غوغاى فراوان حركت مىكردند و در خيابانهاى قاهره به گردش درمىآمدند. سپس به سوى مزار «سيدى سعيد» آمده و شتر را در آن مكان قربانى مىكردند. مأموران كجاوه يك چهارم آن را و شتربانان ربع ديگر و نوكران بارگاه شيخ سعيد. ربع سوم و نوكران مزار شيخ يونس ربع باقىمانده را از آنِ خود مىكردند. در اين حال افراد يادشده گوشت قربانى را بهعنوان تبرّك به مردم مىفروختند و ادعا مىكردند كه اين گوشت درمانى براى بسيارى از بيمارىها است. اين اعتقاد پوچ و بىاساس موجب شده بود كه مردم در اين هنگام، براى دراختيار گرفتن مقدارى از گوشت شتر ياد شده، آنچنان بدان حملهور شوند كه گاه پيش از آنكه حيوان را ذبح نمايند، قسمتهايى از بدن آن را قطعهقطعه كرده، هركدام قسمتى را از آنِ خويش مىكردند! چه بسيار حوادث هولناك جسمى كه در اين مرحله بهوقوع نمىپيوست.
به همين منظور خديو «عباس حلمى پاشاى دوم» فرمان به ابطال اين سنت ناپسند داد و هزينۀ خريد شتر يادشده را در اختيار تهيدستان قرار داد. 1