184ويژگى مصر در ساخت و تهيۀ جامۀ كعبۀ معظمه، تأثير بسزايى در پيشرفت هنر زردوزى و آذين به وسيلۀ تارهاى نقره و طلا در آن گذاشت؛ به طورى كه اين هنر تنها در آذينبندى جامۀ گلدوزىهاى آن منحصر نگرديده بلكه كارگاه جامهبافى در مصر اقدام به كارهاى هنرى و زردوزيهاى گوناگون ديگرى نمود.
در اين ميان مىتوان به زردوزى هاى لباسهاى تشريفاتى در مناسبات و جشنهاى رسمى براى افرادى كه رتبۀ پاشايى و ديگر مناصب ارتشى و نيز مردان سياسى و رجال دينى 1 را دارا بودند، اشاره كرد؛ همچنانكه اين گروه به زردوزى بر روى پرچمها و نشانها و رتبههاى لباس مردان ارتش و پليس نيز اقدام مىكردند و در كنار آن همچنين آثار هنرى و زيبايى بر روى چهارچوبها و ضريحهاى اولياءاللّٰه و صالحين به وجود آوردند و نيز شاهد تابلوهاى اسلامى و تابلوهاى هنرى فراوان ديگرى از آنان هستيم.
گفتنى است كه در اين زمينه، در برخى از كشورهاى اسلامى، به ويژه در هند و پاكستان نوآورى هاى خاصى عرضه شده، ليكن مىتوان اذعان كرد كه زردوزى و آذين مصر از اصالت و ويژگى خاصى برخوردار بود؛ زيرا آذين جامۀ كعبه معظمه به علت قرارگرفتن آن در طول سال در معرض تابش اشعۀ سوزان خورشيد و نيز هوا و بارانهاى آن، نياز به عنايت و كوشش ويژهاى داشته و همواره صنعتگران و هنرآفرينانِ جامه، در اين زمينه از هيچ كوششى دربارۀ استحكام و مقاومت آن در برابر عوامل طبيعى يادشده به همراه دقت در زيبايى آن، دريغ نمىكردند.
بنابراين، جامۀ يادشده جدا از زيبايى و جمال آن، علىرغم آنكه در برابر عوامل آب و هوايى گوناگونى كه در طول سال بر آن تأثير گزارده، همچنان پايدار و مستحكم باقى مىماند. اين وضع را مىتوان در زردوزيها و آذين جامۀ اخير، كه در سال 1381 ه .
از جده بازگردانيده شده و هماكنون در كارگاه جامهبافى در «خَرَنْفُش» در معرض ديد همگان قرار دارد، ملاحظه كرد.