124آنكه سلطان سليمان بدين منظور وقفى را تعيين نمود، و هر پانزده سال يكبار جامۀ درونى تغيير مىيافت و باز هر يك از سلاطين آل عثمان به هنگام تكيه بر اريكۀ خلافت، خود را موظف به تغيير جامۀ درونى كعبه مىدانستند.
و همانگونه كه گفتيم جامۀ درونى كعبه دراين دوران نيز نظم نداشتهاست.
و اين به عكس جامۀ برونى كعبه بود كه همواره به صورت مرتب و منظم در هر سال به سوى كعبه مشرفه ارسال مىگرديد. ليكن بايد گفت كه تنها در زمانهاى نادرى مانند بروز جنگ و فتنه، در ارسال آن خلل وارد مىشد و بر آن تأثير مىگذارد.
و نيز از مجموع سخنهاى ياد شده چنين بر مىآيد كه در آذين جامۀ درونى كعبه به تارهاى طلا يا نقره، به اندازۀ دقت در كيفيت و نوع ابريشم آن اهميت داده نمىشد و نيز به رنگ آن، آن اندازه بها نمىدادند، زيرا در نوشتۀ تاريخ نگاران آمده است كه بجز دو مورد، آن هم در دورۀ مماليك، كه عبارت بودند از: 1- جامۀ سلطان ناصرحسن فرزند ملك ناصر محمد بن قلاوون به سال 761 هجرى 2 - جامۀ سلطان ناصر ابوسعيد خوشقدم در سال 865 هجرى.
آرى جامۀ ياد شده در پيش از آنان و يا پس از آنان به تارهاى طلا آذين نگرديده است.
پردۀ «باب التوبه»
در تاريخ هيچگونه اشارهاى به پردۀ درِ بام بيت اللّٰه الحرام، كه در درون كعبۀ مشرفه و معروف به باب التوبه است، نشده و تنها در عصر جديد و در آغاز قرن چهاردهم هجرى از آن ياد كردهاند. اين پرده را كشور مصر همه ساله به همراه جامۀ برونى كعبه به اين ديار مىفرستاد تا اينكه در سال 1382 هجرى 1 آن را متوقف كرد؛ زيرا اختلاف سياسى ميان دو دولت مصر و سعودى موجب شده بود كه دو سال پيش از آن؛ يعنى در سال 1381هجرى، دولتسعودى از پياده شدن جامۀ كعبه در جده جلوگيرى بعمل آورد.